تبليغاتX
ایرج فرزاد

دوشنبه یازدهم آبان 1388

مروری دیگر بر اکتبر ۱۹۱۷

تحلیل علل شکست انقلاب اکتبر، پس از گذشت ۹۲ سال هم آسان است و هم سخت. آسان است به این دلیل که نقد علل آن شکست، مدتها قبل از فروپاشی "اردوگاه" شوروی سابق، از زوایای گوناگونی انجام شده بود و مارکسیسم انقلابی و منصور حکمت با عبور از مرزهای نقد "دموکراتیک"، که از جمله از طرف بتلهایم، سویزی، پل باران، تونی کلیف و مندل و نشریه مانتلی ریویو و در سطحی عمومی تر از جانب ترتسکیستها و دیگران انجام شده بود، زاویه نگرش راهگشائی را در مقابل جنبش کمونیستی باز کرد. در مقابل این "ناممکن" ها که انقلاب سوسیالیستی در "یک کشور" قابل انجام است و یا اینکه لازمه و پیش شرط انقلاب سوسیالیستی در درجه اول و در مرحله و "فاز اول سوسیالیسم"، پیشرفت "نیروهای مولده" و یا زیر ساخت "صنایع مادر" است، این نقد سوسیالیستی جدال و بحث را به جدال بین دو نوع از سوسیالیسم، سوسیالیسم کارگری و سوسیالیسم بورژوائی کشاند. به این نکته بازخواهم گشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 3:15 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام مهر 1388

مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۲ اکتبر

بحث و تم اصلی امروز، مروری بود بر دستاوردها و نقاط قوت و ضعف انقلاب اکتبر در ۹۲ مین سالروز آن. در این رابطه ضمن اشاره به اینکه با پیروزی بلشویکها و تشکیل دولت و کابینه کمونییستی، این انقلاب در پرتو رهبری یک حزب سیاسی کمونیستی و کارگری موفق شد چند اصل جهانشمول حقوق انسان، از جمله برابری کامل حقوق مدنی و اجتماعی زن و مرد؛ و دفاع از حقوق کودک مستقل و صرفنظر از اینکه چه علق طبقاتی و پایگاه خانوادگی دارند و یا اینکه  پدر و مادر شناخته شده و یا غیر آن را داشته باشند؛ و در نتیجه پایان دادن به تعبیر و موضع تحقیرآمیز طی قرون و اعصار در باره  "یتیم خانه" و "طفل سر راهی" ؛ اعلام اینکه هیچ نهادی، نه خانواده، نه جامعه و نه فشار سنتها و فرهنگهای رایج و قدیمی نمیتوانند و نباید در انتخاب شریک زندگی و پارتنر جنسی دخالت کنند، به مفاد قانون اساسی تبدیل کند. این حقوق هنوز هم در پیشرفته ترین کشورهای غربی رعایت نمیشوند و جنبش "فمینیستی" و دفاع از حقوق کودکان و هم جنسگرایان هنوز و کماکان مدیون این دستاورد عظیم حکومت بلشویکی در دفاع از حقوق انسان اند. از سوی دیگر در عرصه اقتصاد، قدرت کارگری و کمونییستهای یه قدرت رسیده، نتوانستند زندگی جامعه و نیازها و احتیاجات شهروندان را از زیر سیطره سود آوری و تولید ارزش و ارزش اضافه خارج کنند و در مقابل پس از مرگ لنین ودر اواخر دهه بیست قرن گذشته، به تامین آرمانهای بورژوازی بزرگ روس برای "صنعتی کردن" شیفت کردند. انقلاب سوسیالیستی و قدرت گیری کمونیسم که طبق پرنسیپهای کمونیسم و تئوری مارکسیستی در باره دولت، میبایست جامعه روسیه را به تدارک "زوال دولت" رهنمون شود، و بجای اینکه دولت در شرایطی که سوسیالیسم در محاصره جهان سرمایه داری، هنوز نیازمند نوعی شکل دولتی است و این شکل نمیتوانست جز تسهیل تعاون شهروندان پدیده دیگری باشد، دولت بر راس این کشور صنعتی متکی بر رشد پادگانی نیروهای مولده و "صنایع سنگین و مادر"، خود نقض این پرنسیپ کمونیسم در مورد دولت بود و در نتیجه دولتی به مراتب بوروکراتیک تر، مافوق مردم تر و تنیده با یک سیستم پیچیده نظامی و اداری و وارد رقابت شدن در مسابقه تسلیحاتی و تشکیل بلوک نظامی پیمان ورشو به نام سوسیالیسم و اردوگاه سوسیالیستی بر ویرانه های شکست انقلاب اکتبر پا گرفت. انقلاب کارگری و حکومت سوسیالیستی نمیتواند به تقسیم جامعه به طبقات خصلت ازلی و ابدی ببخشد و بجای دولت مبتنی بر استثمار نیروی کار "بورژواها"، یک دولت "پرولتری" به همان میزان بوروکراتیک و سازمانده پادگانی نیروی کار و اردوگاههای کار برای "میهن سوسیالیستی" بنشاند.

در برنامه امروز بعلاوه به اعدام و اجرای حکم قصاص " سهیلا قدیری" علیرغم اینکه شاکی خصوصی نداشته است و بنا به تایید پزشک زندان این انسان هنگام قتل کودک پنج ماهه خود دچار جنون بوده است، اشاره شد. بار دیگر بروشنی اثبات شد که ماشین جنایت و آدمکشی جمهوری اسلامی نمیتواند حتی یک روز متوقف شود.

بعلاوه به مساله ترور تنی چند از فرماندهان سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان اشاره شد و روندهای اسرارآمیزی که نشانه هائی از تصفیه های درونی است را در انظار قرار میدهد، مورد تحلیل قرار گرفت. بحث در مورد "تقلب" در دور اول انتخاب کرزای نیز طرح شد و به جوانب این مساله و رابطه آن با تقابل ناتو و آمریکا با طالبان در افغانستان و پاکستان و نیز نوعی تعادل قوا در برابر جمهوری اسلامی، با توجه به مانور مشترک اسرائیل و آمریکا، پرداخته شد.  

لطقا برای شنیدن این گفتگو، لینک زیر را کلیک کنید:

http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091022.wma

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 20:48 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم مهر 1388

تاریخ، و "پژوهش" جنایتکاران حرفه ای

این روزها، "موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی" وابسته به نهادهای امنیتی رژیم اسلامی، "جلد اول" کتابی را تحت عنوان "چریکهای فدائی خلق از نخستین کنشها تا بهمن ۱۳۵۷" به "قلم" فردی تحت نام "محمود نادری" منتشر کرده است.

بسیاری از کسانی که زمانی دستی در جنبش فدائی داشتند، در باره این کتاب "پژوهشی" و تصویرسازیهای کاملا نقشه مند و آگاهانه نهادهای امنیتی رژیم، اظهار نظر کرده اند.

من در اینجا به عنوان کسی که در همان سالهای اولیه عروج جریان فدائی، با نظرات و "مشی" حاکم بر آن موافق نبودم، قصد دارم هدف سیاسی ای را که پشت انتشار این کتاب قرار دارد، در معرض دید همگان قرار بدهم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 1:2 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم مهر 1388

"پايان" يا گسست؟

آوات شریفی، داریوش نیکنام، عبداله شریفی

 مدتى قبل، خبر انتشار "کتاب"، "پایان حزب کمونیست کارگری" توسط محمد جعفری از کادرهای حزب موسوم به "حکمتیست"، همراه با آژيتاسيون غريبى در سايت هاى متعلق به اين حزب به اطلاع عموم رسيد۔

ظاهر مساله این است که کتاب "پایان حزب کمونیست کارگری" توسط محمد جعفری نوشته شده است۔ اما اگر فقط مبنا را عنوان كتاب، يعنى همين چهار كلمه "پايان حزب كمونيست كارگرى" بگيريم، متوجه ميشويم كه انتخاب اين تيتر گوياى پلاتفرم و فلسفه وجودی پيامى است كه قرار است اين حزب از طريق و بزبان توده تشكيلاتى به بيرون از خود برساند۔
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 19:19 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم مهر 1388

شماره ۱۵ نشریه کانون دفاع از کمونیسم منتشر شد

برای دریافت نشریه، لطفا لینک زیر را کلیک کنید:

http://www.iraj-farzad.com/kanoone15.pdf

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 19:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم مهر 1388

در دو سوی "دیوار ندبه"

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، یک روز پس از احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. من در اینجا قصد دارم مهمترین نکات این نطق را مورد یک بررسی انتقادی قرار بدهم. اما در این رابطه یک مشکل دارم و به ناچار باید قبل از اینکه حرفهای اثباتیم را در باره محتوای سخنرانی نتایاهو بنویسم، با برخی پیشداوریها، برخی از احکام ردیه و برخی مواضع که به هر انتقاد از دولت اسرائیل الصاق میشود، مرزبندی کنم و خود را از بعضی اتهامات کلیشه ای و  از پیش حاضر و آماده، تبرئه کنم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 1:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم شهریور 1388

اوضاع سیاسی ایران، گفتگو با سایت اشتراک

با تشکر از اینکه این گفتگو را پذیرفتید


1. ما مایلیم تا به همراه شما کندوکاوی در اوضاع سایسی و اجتماعی ایران تا لحظه ای که در آن قرار داریم داشته باشیم. به همین دلیل از شما می خواهیم به عنوان اولین سئوال به ما بگوئید که اساسا شناسه ها و مشخصه هایی که برای بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی در ایران بکار گرفته می شوند ، چیستند ؟ در واقع به کمک چه ابزارهائی است که این تحلیل های بعضا مختلف از شرایط و آینده ی سیاسی ایران پدیدار می شوند وآیا تفاوت در ابزارهای شناخت است که موجب گوناگونی تحلیل ها می شود؟


ایرج فرزاد:


با تشکر از فراهم کردن این گفتگو،


این سوال چند وجهی است و من علاقمندم که از جمله: " آیا تفاوت در ابزارهای شناخت است که موجب گوناگونی تحلیل ها می شوند" شروع کنم. اگر این سوال را درست فهمیده باشم و یا اینکه نخواهم برداشت خود را بر آن سوار کنم، و بنابراین مستقیما با دور زدن یک بحث تجریدی در مورد متدهای شناخت به آن پاسخ بدهم، فکر میکنم روی نکته دقیقی انگشت گذاشته اید. ما با یک جامعه معین با یک تاریخ معین و در پروسه تحولات بسیار ریشه دارتری سروکار داریم. و به نظر من دقیقا از همینجاست که آن تفاوتها هم در "ابزارهای شناخت" یعنی متدولوژی ماتریالیسم تاریخی و هم تفاوتها در بررسی تحولات این جامعه معین، یعنی ایران تحت حکومت اسلام سیاسی، بروز می یابند. فکر میکنم برای من و شما، به عنوان انسانهای مارکسیست، پیش فرض است، که تاریخ بطور کلی و تاریخ در جامعه ایران بطور مشخص، سلسله ای از رویدادهای پراکنده، تصادفی و اتفاقی نیستند که انگار هر تحول و اتفاقی توضیح و قانونمندی ویژه خود را داشته باشد. تاریخ، در ایران هم یک پروسه است و اینجاست که اولین تفاوتها بروز میکنند. در سطح دیگری شناخت از قانونمندیهای این "پروسه" است که میتواند مبنای همان چیزی باشد که شما آنرا "موجب گوناگونی تحلیل ها" نامیده اید. با این مقدمه و توضیح در تحلیل مسائل جاری جامعه ایران، ما باید سیر این "پروسه" را در سطحی طولانی تر از نظر زمانی بررسی کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 0:57 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

زندگی، و زندگانی من – بخش ۱۵

تعلق سازمانی یا پیوستگی سیاسی؟

 در جامعه ایران، و به اعتباری در سطح جهان و در بستر جنبش "کمونیستی"، تحولات و اتفاقاتی روی داده اند که بطور مشخص با آنچه در دوره مارکس و انگلس و در دوران لنین در جریان بوده است، تفاوتهای اساسی داشته اند. شاید برای تسهیل بیان مفهوم و انتزاعی که مد نظرم هست لازم باشد، این تفاوت و این "جدائی" را در تعلق سازمانی به عنوان جایگزین گرایش و جنبش و ما به ازای "تعین یافته" آن فرموله کنم.

 نه برای مارکس و انگلس و نه برای لنین این تعمیم و این یکسانی تعلق سازمانی با هویت کمونیستی و مارکسیستی، جائی نداشته است. هر دو در مورد انترناسیونال کمونیستی، سند های مهمی، از جمله مانیفست کمونیست، و چه باید کرد، نوشته اند. اما هیچگاه آنها خود را و هویت خود را "انترناسیونال"ی نخوانده اند. انترناسیونال اول، به عنوان یک ظرف فراگیر بین المللی کمونیستی در دوره معینی، اهرم سیاسی و "تشکیلاتی" مهمی در دست طبقه کارگر بود. اما تعلق به "انترناسیونال"، مستقل و صرفنظر از اینکه طی پروسه های بعدی چه تحولات و تغییراتی را از سر گذرانده است، به یک هویت ثابت، غیر قابل تغییر و باصطلاح "دیفالت" کمونیستی تبدیل نشد. مورد دیگر حتی فراتر از ظرف سازمانی، یک جنبش معین با تمام نقاط قوت و ضعفش بود: کمون پاریس. کمون پاریس یکی از مهمترین لحظات تاریخ مبارزه طبقه کارگر در سطح جهانی است. جنبش و حرکت و خیزشی که با تعداد هزاران قهرمان تیرباران شده، در تاریخ ماندگار شد. با وجود این اهمیت حرکت کمون پاریس چه از نظر عملی و چه از نظر مبنائی که در تکامل تئوری مارکسیستی دولت در ذهن مارکس و لنین داشت، موجبی برای چشم پوشیدن بر نقائص و کمبودهای آن نبود. نقد انگلس در نوشته: " برنامه کمونارهای بلانکیست فراری"، و نقد مارکس بر خامیهای سیاسی که در قیام کمونارها بروز یافتند، این حقیقت را نشان میدهد که جنبش کمونیستی و نقد مارکسیستی بر جامعه سرمایه داری، نمیتواند خود را با محدودیتهای تاریخی تعریف کند و به اشکال جنبشی در اوضاع و احوال معینی و در فرم تشکیلاتی اش عمومیت و انتزاع غیر علمی بدهد. حزب بلشویک، در اواخر دهه ۹۰ قرن نوزدهم، به نام "سوسیال دموکرات" نامیده شد. این نام مشمول تغییراتی شد، اقلیت و اکثریتی بوجود آمد، اختلافات در تبیین های تاکتیکی و حتی استراتژیک و سازمانی در همان حزب سوسیال دمکرات بوجود آمد. و ما نمی بینیم و ندیدیم که لنین به دلیل اینکه حزب اولیه به نام سوسیال دموکرات فعالیتش را شروع کرد و "بنیان گذاشت"، همواره و به عنوان یک تعریف هویتی، خود را سوسیال دمکرات خوانده باشد. مارکس از روی سرنوشتی که سوسیالیست ها پیدا کرده بودند، نام مانیفست را مانیفست سوسیالیست نگذاشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 1:39 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم شهریور 1388

در گرامیداشت رفیق فواد مصطفی سلطانی، گفتگو با برنامه دیالوگ تلویزیون کومه له

 

برای دیدن این گفتگو که به زبان کردی انجام شده است، لینک زیر را کلیک کنید:

http://www.tvkomala.com/program/kurdi/dialog/dialogkr090823_2.flv

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 13:56 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم شهریور 1388

در لابلای سطور"اقرار" در محضر دادگاه انکیزیسیون اسلامی

 

آنچه که در جریان دادگاه شرع اسلام  و بر سر حجاریان آمد، در واقع حلقه های پایانی پروسه ای بود که طی بیش از یک ماه توسط  بازجویان وزارت اطلاعات و میراث داران لاجوردی، سازماندهی شده بود. به روشنی و به وضوح میتوان از لابلای "پشیمان نامه" حجاریان و جملاتی چون:

 "بايد انابه و طلب بخشش كنيم"        و یا

"مرتكب خطاهاي سهمگين شده ام. از خطاها اظهار تبرئه و ندامت مي كنم."،

 سایه هراس و رعب از فضای سنگین و وحشتناک حاکم بر بازجوئی ها در سلولهای زندانهای مخوف و مخفی و مرموز را تشخیص داد. ظاهر مساله این است که گویا حجاریان، به تناقض تئوری "نظام سلطانی" ماکس وبر با آنچه که در نظام اسلامی در جریان است رسیده است. اما همانطور که "ندامت" گالیله در دادگاه انکیزیسیون نتوانست این حقیقت را پرده پوشی کند که این زمین است که گرد خورشید میچرخد و نه برعکس، "انابه" حجاریان از هر تئوری اجتماعی و هر تحلیل جامعه شناسانه، از نظرات دوران عصر روشنگری و رنسانس گرفته تا دوره کانت و هگل و مارکس، از اهمیت و وزن این تئوریها و تحلیلها و نقدها، چیزی کم نمیکند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 23:20 |  لینک ثابت   •