جمعه ششم آذر 1388
مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۶ نوامبر
تلاش و نتیجه ۱۰ سال تحقیق در مورد کشف زندگی موجودات دریائی در عمق ۵ کیلومتری قعر اقیانوس ها، و کانتراست وجود ۱ میلیارد انسان در معرض مرگ از خطر گرسنگی، نه در اعماق اقیانوسها که در برابر چشمان حیرت زده ما بر سطح کره زمین، گوشه هائی از این تناقض در ایران: مهدی هاشمی از تخم و ترکه های آیت اله رفسنجانی، در رد اتهامات از خود و نامه به دادستان گفته است او عامل خیلی پیشرفتها بوده است از جمله ایجاد دانشگاههای اسلامی در ۱۲ کشور، منجمله در لبنان، زنگبار و آکسفورد انگلستان. درست در همان حال که ما با پدیده کودکان زباله روبروئیم و یا کودکان خرد سال گل فروش در مسیر و اطراف قبرستانها روبروئیم.
نکته دیگر در بحث امروز اشاره به کمیسیون تحقیق در انگلستان و پیرامون جنگ با عراق از سال ۹۱ به بعد بود که در آن اعلام شده است دولت بریتانیا قصد "تغییر رفتار" دولت بعث را داشت اما عملا به دنباله رو سیاست "رژیم چینج" بوش تبدیل شد. یک جامعه را زیر و رو کردند، شیرازه مدنی و اقتصادی اش را ویران کردند، مردم را کشتار کردند و تعدادی از سربازان و مردم انگلستان را به قتلگاه فرستادند، الان در کمیسیون تحقیق میگویند: "ببخشید"! همانظور که پس از مرگ نزدیک به ۱ میلیلون کودک در عراق پس از سیاست "تحریم" در پی جنگ خلیج در سال ۹۱ گفتند و نوشتند و مستند تلویزیونی تهیه کردند که آن دخالتگری های نظامی عواقب جنایتکارانه و ضد انسانی داشته است.
برای شنیدن این گفتگو، لینک زیر را کلیک کنید:
http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091126.wmaیکشنبه یکم آذر 1388
نکاتی پیرامون "جمهوری انسانی"
اخیرا در ادبیات حزب کمونیست کارگری ایران، شعارهائی با عناوین حکومت انسانی، جمهوری انسانی و یا آزادی برابری، انسانیت، و یا "انقلاب انسانی، حکومت انسانی" مطرح شده اند.
ایراد و اشکال طرح چنین شعارهائی فقط این نیست که بدون اینکه حاصل یک جدل و بحث سیاسی و فکری و یا تقابل مواضع موافق و مخالف بر سر قطعنامه یا مصوبه ای حول این شعارها باشد، طرح شده اند. ایراد حتی در صرف طرح این شعار به عنوان شعار "جدید"ی که هر حزب سیاسی در مقاطع مختلف ممکن است از بطن مبارزات جاری مردم اقتباس کند و آنها را طرح کند، نیز نیست. این شعار ضمیمه و گاه آلترناتیو شعار استراتژیک تری است که مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری، در شعارهای آزادی، برابری، حکومت کارگری و یا "زنده باد جمهوری سوسیالیستی" بر سر محتوای آنها بحثها و جدلهای عمیقی با انواع کمونیسم های بورژوائی و خورده بورژوائی و سوسیالیسم خلقی داشته است و "فتح و ثبت شده" پشت سر گداشته است.
اما از سوی دیگر، طرح این شعار بهیچوجه به این معنی نیست، یا دستکم از منظر من چنین به نظر میرسد، که گویا یک شعار قدری عام تر، حکومت کارگری یا جمهوری سوسیالیستی، متعین تر و مشخص تر و ملوس تر و "قابل فهم" تر و در نتیجه "توده ای" تر شده است. بنابراین پیشاپیش تکلیفم را با این تعبیر ساده اندیشانه که مگر سوسیالیسم، انسانی نیست و یا اینکه حکومت کارگری مگر هدف امحا و زوال دولت را در دورنمای خود ندارد و پس محتوای حکومت کارگری، چه بسا عمیقتر، "انسانی" است، روشن کرده ام. از نظر من جایگزینی جمهوری سوسیالیستی یا حکومت کارگری با حکومت انسانی، و یا حتی مترادف و موازی کردن آنها، بهیچوجه متعین تر کردن و یا مشخص تر کردن یک شعار عام و استراتژیک نیست.
ادامه مطلب
دوشنبه یازدهم آبان 1388
مروری دیگر بر اکتبر ۱۹۱۷
تحلیل علل شکست انقلاب اکتبر، پس از گذشت ۹۲ سال هم آسان است و هم سخت. آسان است به این دلیل که نقد علل آن شکست، مدتها قبل از فروپاشی "اردوگاه" شوروی سابق، از زوایای گوناگونی انجام شده بود و مارکسیسم انقلابی و منصور حکمت با عبور از مرزهای نقد "دموکراتیک"، که از جمله از طرف بتلهایم، سویزی، پل باران، تونی کلیف و مندل و نشریه مانتلی ریویو و در سطحی عمومی تر از جانب ترتسکیستها و دیگران انجام شده بود، زاویه نگرش راهگشائی را در مقابل جنبش کمونیستی باز کرد. در مقابل این "ناممکن" ها که انقلاب سوسیالیستی در "یک کشور" قابل انجام است و یا اینکه لازمه و پیش شرط انقلاب سوسیالیستی در درجه اول و در مرحله و "فاز اول سوسیالیسم"، پیشرفت "نیروهای مولده" و یا زیر ساخت "صنایع مادر" است، این نقد سوسیالیستی جدال و بحث را به جدال بین دو نوع از سوسیالیسم، سوسیالیسم کارگری و سوسیالیسم بورژوائی کشاند. به این نکته بازخواهم گشت.
ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
تاریخ، و "پژوهش" جنایتکاران حرفه ای
این روزها، "موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی" وابسته به نهادهای امنیتی رژیم اسلامی، "جلد اول" کتابی را تحت عنوان "چریکهای فدائی خلق از نخستین کنشها تا بهمن ۱۳۵۷" به "قلم" فردی تحت نام "محمود نادری" منتشر کرده است.
بسیاری از کسانی که زمانی دستی در جنبش فدائی داشتند، در باره این کتاب "پژوهشی" و تصویرسازیهای کاملا نقشه مند و آگاهانه نهادهای امنیتی رژیم، اظهار نظر کرده اند.
من در اینجا به عنوان کسی که در همان سالهای اولیه عروج جریان فدائی، با نظرات و "مشی" حاکم بر آن موافق نبودم، قصد دارم هدف سیاسی ای را که پشت انتشار این کتاب قرار دارد، در معرض دید همگان قرار بدهم.
ادامه مطلب
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
"پايان" يا گسست؟
آوات شریفی، داریوش نیکنام، عبداله شریفی
مدتى قبل، خبر انتشار "کتاب"، "پایان حزب کمونیست کارگری" توسط محمد جعفری از کادرهای حزب موسوم به "حکمتیست"، همراه با آژيتاسيون غريبى در سايت هاى متعلق به اين حزب به اطلاع عموم رسيد۔
ظاهر مساله این است که کتاب "پایان حزب کمونیست کارگری" توسط محمد جعفری نوشته شده است۔ اما اگر فقط مبنا را عنوان كتاب، يعنى همين چهار كلمه "پايان حزب كمونيست كارگرى" بگيريم، متوجه ميشويم كه انتخاب اين تيتر گوياى پلاتفرم و فلسفه وجودی پيامى است كه قرار است اين حزب از طريق و بزبان توده تشكيلاتى به بيرون از خود برساند۔ادامه مطلب
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
شماره ۱۵ نشریه کانون دفاع از کمونیسم منتشر شد
شنبه یازدهم مهر 1388
در دو سوی "دیوار ندبه"
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، یک روز پس از احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. من در اینجا قصد دارم مهمترین نکات این نطق را مورد یک بررسی انتقادی قرار بدهم. اما در این رابطه یک مشکل دارم و به ناچار باید قبل از اینکه حرفهای اثباتیم را در باره محتوای سخنرانی نتایاهو بنویسم، با برخی پیشداوریها، برخی از احکام ردیه و برخی مواضع که به هر انتقاد از دولت اسرائیل الصاق میشود، مرزبندی کنم و خود را از بعضی اتهامات کلیشه ای و از پیش حاضر و آماده، تبرئه کنم.
ادامه مطلب
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
اوضاع سیاسی ایران، گفتگو با سایت اشتراک
با تشکر از اینکه این گفتگو را پذیرفتید
1. ما مایلیم تا به همراه شما کندوکاوی در اوضاع سایسی و اجتماعی ایران تا لحظه ای که در آن قرار داریم داشته باشیم. به همین دلیل از شما می خواهیم به عنوان اولین سئوال به ما بگوئید که اساسا شناسه ها و مشخصه هایی که برای بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی در ایران بکار گرفته می شوند ، چیستند ؟ در واقع به کمک چه ابزارهائی است که این تحلیل های بعضا مختلف از شرایط و آینده ی سیاسی ایران پدیدار می شوند وآیا تفاوت در ابزارهای شناخت است که موجب گوناگونی تحلیل ها می شود؟
ایرج فرزاد:
با تشکر از فراهم کردن این گفتگو،
این سوال چند وجهی است و من علاقمندم که از جمله: " آیا تفاوت در ابزارهای شناخت است که موجب گوناگونی تحلیل ها می شوند" شروع کنم. اگر این سوال را درست فهمیده باشم و یا اینکه نخواهم برداشت خود را بر آن سوار کنم، و بنابراین مستقیما با دور زدن یک بحث تجریدی در مورد متدهای شناخت به آن پاسخ بدهم، فکر میکنم روی نکته دقیقی انگشت گذاشته اید. ما با یک جامعه معین با یک تاریخ معین و در پروسه تحولات بسیار ریشه دارتری سروکار داریم. و به نظر من دقیقا از همینجاست که آن تفاوتها هم در "ابزارهای شناخت" یعنی متدولوژی ماتریالیسم تاریخی و هم تفاوتها در بررسی تحولات این جامعه معین، یعنی ایران تحت حکومت اسلام سیاسی، بروز می یابند. فکر میکنم برای من و شما، به عنوان انسانهای مارکسیست، پیش فرض است، که تاریخ بطور کلی و تاریخ در جامعه ایران بطور مشخص، سلسله ای از رویدادهای پراکنده، تصادفی و اتفاقی نیستند که انگار هر تحول و اتفاقی توضیح و قانونمندی ویژه خود را داشته باشد. تاریخ، در ایران هم یک پروسه است و اینجاست که اولین تفاوتها بروز میکنند. در سطح دیگری شناخت از قانونمندیهای این "پروسه" است که میتواند مبنای همان چیزی باشد که شما آنرا "موجب گوناگونی تحلیل ها" نامیده اید. با این مقدمه و توضیح در تحلیل مسائل جاری جامعه ایران، ما باید سیر این "پروسه" را در سطحی طولانی تر از نظر زمانی بررسی کنیم.
ادامه مطلب
سه شنبه هفدهم شهریور 1388
زندگی، و زندگانی من – بخش ۱۵
تعلق سازمانی یا پیوستگی سیاسی؟
در جامعه ایران، و به اعتباری در سطح جهان و در بستر جنبش "کمونیستی"، تحولات و اتفاقاتی روی داده اند که بطور مشخص با آنچه در دوره مارکس و انگلس و در دوران لنین در جریان بوده است، تفاوتهای اساسی داشته اند. شاید برای تسهیل بیان مفهوم و انتزاعی که مد نظرم هست لازم باشد، این تفاوت و این "جدائی" را در تعلق سازمانی به عنوان جایگزین گرایش و جنبش و ما به ازای "تعین یافته" آن فرموله کنم.
نه برای مارکس و انگلس و نه برای لنین این تعمیم و این یکسانی تعلق سازمانی با هویت کمونیستی و مارکسیستی، جائی نداشته است. هر دو در مورد انترناسیونال کمونیستی، سند های مهمی، از جمله مانیفست کمونیست، و چه باید کرد، نوشته اند. اما هیچگاه آنها خود را و هویت خود را "انترناسیونال"ی نخوانده اند. انترناسیونال اول، به عنوان یک ظرف فراگیر بین المللی کمونیستی در دوره معینی، اهرم سیاسی و "تشکیلاتی" مهمی در دست طبقه کارگر بود. اما تعلق به "انترناسیونال"، مستقل و صرفنظر از اینکه طی پروسه های بعدی چه تحولات و تغییراتی را از سر گذرانده است، به یک هویت ثابت، غیر قابل تغییر و باصطلاح "دیفالت" کمونیستی تبدیل نشد. مورد دیگر حتی فراتر از ظرف سازمانی، یک جنبش معین با تمام نقاط قوت و ضعفش بود: کمون پاریس. کمون پاریس یکی از مهمترین لحظات تاریخ مبارزه طبقه کارگر در سطح جهانی است. جنبش و حرکت و خیزشی که با تعداد هزاران قهرمان تیرباران شده، در تاریخ ماندگار شد. با وجود این اهمیت حرکت کمون پاریس چه از نظر عملی و چه از نظر مبنائی که در تکامل تئوری مارکسیستی دولت در ذهن مارکس و لنین داشت، موجبی برای چشم پوشیدن بر نقائص و کمبودهای آن نبود. نقد انگلس در نوشته: " برنامه کمونارهای بلانکیست فراری"، و نقد مارکس بر خامیهای سیاسی که در قیام کمونارها بروز یافتند، این حقیقت را نشان میدهد که جنبش کمونیستی و نقد مارکسیستی بر جامعه سرمایه داری، نمیتواند خود را با محدودیتهای تاریخی تعریف کند و به اشکال جنبشی در اوضاع و احوال معینی و در فرم تشکیلاتی اش عمومیت و انتزاع غیر علمی بدهد. حزب بلشویک، در اواخر دهه ۹۰ قرن نوزدهم، به نام "سوسیال دموکرات" نامیده شد. این نام مشمول تغییراتی شد، اقلیت و اکثریتی بوجود آمد، اختلافات در تبیین های تاکتیکی و حتی استراتژیک و سازمانی در همان حزب سوسیال دمکرات بوجود آمد. و ما نمی بینیم و ندیدیم که لنین به دلیل اینکه حزب اولیه به نام سوسیال دموکرات فعالیتش را شروع کرد و "بنیان گذاشت"، همواره و به عنوان یک تعریف هویتی، خود را سوسیال دمکرات خوانده باشد. مارکس از روی سرنوشتی که سوسیالیست ها پیدا کرده بودند، نام مانیفست را مانیفست سوسیالیست نگذاشت.
ادامه مطلب
دوشنبه نهم شهریور 1388
در گرامیداشت رفیق فواد مصطفی سلطانی، گفتگو با برنامه دیالوگ تلویزیون کومه له
برای دیدن این گفتگو که به زبان کردی انجام شده است، لینک زیر را کلیک کنید:
http://www.tvkomala.com/program/kurdi/dialog/dialogkr090823_2.flv

