تبليغاتX
ایرج فرزاد

پنجشنبه دهم شهریور 1384

کابینه قاتلین حرفه ای

کابینه قاتلین حرفه ای

 

ایرج فرزاد

Iraj.farzad@gmail.com

 

نگاهی به "کابینه" احمدی نژاد و ترکیب این کابینه و تاریخی که پشت سر هر کدام از "وزرا" قرار دارد، باید به هر کسی نشان بدهد که "دولت" احمدی نژاد که، خود شخصا نیز از تبار همان اعضای کابینه است، در برابر مسیری که جمهوری اسلامی در پیش گرفته است، هدف و استراتژی معینی را در دستور خود گذاشته است. شخص احمدی نژاد و اعضای کابینه اش به رده ای از سران جمهوری اسلامی تعلق دارند که معماری کشتارهای سالهای ۶۰ و ۶۷ و ترورهای عناصر اپوزیسیون در خارج کشور، و هدایت عملیات تروریستی در منطقه را برعهده داشته اند. مصطفی پورمحمدی، مهره اصلی وزارت اطلاعات در معاونت فلاحیان سالها به "اسلام" خدمت کرده است. محسن اژه ای، وزیر اطلاعات از نورچشمیهای خمینی در اجرای قتل عامهای خونین زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ است و کسی است که یار و مشاور و قاضی شرعی چون حسینیان دارد، که در ماجرای "خودکشی" سعید امامی، صریح و بی پرده و وقیح گفت که خود شخصا زمانی "قاتل" بوده است!  منوچهر متکی، وزیر خارجه، متهم اصلی هدایت و سازماندهی ترورها در خارج کشور، مخصوصا در عراق، ترکیه و قبرس، است.

صفارهرندی، وزیر ارشاد اسلامی از پیروان متعصب ژورنالیسم اختناق حسین شریعتمداری نماینده خامنه ای در روزنامه کیهان و مسئول "نادم" کردن زندانیان سیاسی از طریق ارشادها و زخم شلاقها و تهدیدات مخوف بوده است. تمامی مقالات و تفاسیرصفار هرندی بوی خون و نفرت و کینه ای را میدهد که مابه ازا عملی آنها در زندانهای جمهوری اسلامی به قیمت قربانی کردن و مثله کردن هر کسی که کمترین نارضایتی از حاکمیت اسلام سیاسی نشان داده است تمام شده است. لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی شده است که برنامه های "هویت" و "چراغ" و "عصرعاشورا"ی او زبان تلویزیونی بازجویان و شکنجه گران زندانها و سخن و "سیمای" ماموران جوخه های اعدام بوده است.

چنین کابینه ای قرار است ماموریتهای کثیف و جنایتکارانه تشکیل دهندگانش را به عنوان "برنامه" رئیس جمهور جدید اسلام در برابر جامعه ایران قرار دهد. جمهوری اسلامی امید بسته است تا از طریق ارعاب جامعه بشری نیز، خود را به عنوان یک رژیم غیر قابل حذف و ماندنی، حال که به تهدید دست بردن به سلاح اتمی هم روی آورده است، و قدرت تخریبی و تروریستی خود در عراق و خاورمیانه را هم نشان داده است، بالاخره دولتهای اروپائی را ناچار کند که از سر پراگماتیسم همیشگی این دولتها برای راه آمدن با حکومت هر دارودسته و باند مرتجع و فاشیست، قاعده بازی را رعایت کنند.

اما چنین رویاهای سیاه و خونین، به سد واقعیات ریشه دارتری در جامعه ایران برخورد میکند.

اگر رژیم اسلامی، در سالهای دوران عروج خود بر یک موج ارتجاع "توده ای" سوار بود و حمایت "امت حزب الله" را پشتوانه بزرگترین کشتارهای سیاسی قرن ساخت، اگر در سالهای مقارن کشتارهای اسلامی سال ۶۰، نعره اسلام سیاسی در قدرت در توان خود می دید که ادعای صدور انقلاب اسلامی را به گوش مستضعفان "جهان اسلام"  برساند و حتی در قلب کشورهای اروپائی سالروز "آزادی قدس" را راه اندازی کند، اگر طی آن سالها هجوم امت مسلمان به مراسم نماز جمعه و راه افتادن گله های "داوطلب" حزب الله علیه تجمعات و گردهمائیها و کتابفروشی ها و "بی حجابها" و کفار و کمونیستها و... به پشتوانه آن موج ارتجاعی که به نام انقلاب مردم علیه سلطه رژیم شاه ممکن شد، و اگر هشت سال جنگ با عراق به "شهادت"های بسیاری از سربازان گمنام امام تداوم یافت و بطور خلاصه اگر آن موج  قربانی شدنها و قربانی کردنها زمینه قدرت "نوده ای" اسلام سیاسی برای راه انداختن چنان تصفیه های خونین مخالفین سیاسی و سرکوب جامعه را فراهم کرد، تغییر اوضاع جامعه ایران و نمایش ترجمان قدرت اسلام سیاسی در زندگی مادی سران رژیم اسلامی، آنهم بسیار واضح و بی پرده در مقابل چشم جامعه، اقلیتی انگل و مفت خور و جنایتکار را به تمامی در برابر کل جامعه گرفته است. مقایسه زندگی خانواده "شهدا و جانبازان"، و کل کسانی که به قیمت رفتن روی میدان مین و شهادت طلبی در "جبهه" و در مصاف با "ضدانقلاب" در کردستان تمام شد، با زندگی و ثروتهای افسانه ای اقلیتی مفت خور و طفیلی و آقازاده هایشان به روشنی نشان میدهد، که امید به راه انداختن دور دیگری از اختناق و سرکوب عریان پوچ و اوهام است. چنین تصمیمی این بار نه حتی با بی تفاوتی بلکه با مقاومت سخت جامعه روبرو خواهد شد. بنابراین کابینه محترم احمدی نژاد ناچاراست برای تکرار دور دیگری از داستان زندگی و کارکرد دورانهای سیاه یکه تازیها و تکرار جنون آدمکشیهایشان، در مقیاسی اجتماعی، و اما با قدرتی به مراتب کمتر، به اوج خشونت و قهر و بی رحمی اسلامی پناه ببرند. اجرای چنین رویاهای جنون آمیز اسلامی، با قدرت عظیم مقاومت مردمی که نمی خواهند به سلطه بربریت عریان اسلامی تمکین کنند روبرو خواهد شد.

 

اما از نظر اقتصادی نیز جمهوری اسلامی و کابینه سربازجوها و مسئولین آشویستهای اسلامی، از ارائه کمترین راه حلی برای بحران و بن بست اقتصادی سرمایه داری ایران عاجزند. رژیم اسلامی در شرایط انزوای سرمایه داری ایران از مکانیسمهای بازار جهانی، نمیتواند و قادر نیست که صرفا و منحصرا به اتکا تاراج اموال و ثروت جامعه ایران و بساط چپاول اقتصادی دوایر و نهادهای مختلف اسلامی به حیات سیاسی خود ادامه دهد. این رژیم، و بویژه با کابینه فعلی سوپر اسلامی و فالانژ های مدرسه "حقانی" و طلبه های آیت الله یزدی، از طریق اقتصاد امام زمان و طرحهای صلواتی، با مکانیسمهای سیاسی و اقتصادی و نیازهای تکنولوژیک یک جامعه هفتاد میلیونی و تماما غیر اسلامی از نظر فرهنگ و تنیده با معیارها و استانداردها و انتظارات زندگی دنیای امروز، در تناقض بنیادی قرار دارد. گرچه با نمونه های سناریو سیاه و تهی کردن برخی جوامع از هر نشان مدنی، رویاهای شوم حکومت اسلامی و پیامهای مرگبار کابینه جنایتکاران، منشا امید رژیم اسلامی برای بقا است، اما تصور اینکه پس از نتایج هولناک چنان دالانهای وحشت و سیاهی در عراق و یوگوسلاوی سابق، نقشه شوم سران رژیم اسلامی جامعه ایران را منکوب و مقهور خود کند، بسیار دور از انتظار است. رژیم اسلامی ممکن است بتواند مشتی هنرمند و نویسنده و روزنامه نگار و شاعر ملی اسلامی را به زندگی در سایه خفقان و استبداد سیاه خود عادت دهد، اما اینها بقایای فرهنگ قناعت و تسلیم و رضایت و محافظه کاری اند. جامعه ایران با نسلی جوان و پرشور و پرتوقع و با مردمی که زندگی در آزادی و برابری را حق خود میداند، با این طیف دکوراتور ارتجاع اسلامی که هنرش و ادب اش و شعر و سیاست و فرهنگ و "دگراندیشی" اش در سایه اختناق اسلامی شکوفه کرده است، شکاف عظیمی دارد.

در مصاف مدنیت و انسانیت و رفاه و میل به خوشبختی مردم ایران با نقشه های خونین و ضدانسانی جمهوری اسلامی برای بقا، جامعه ناچار است از خود دفاع کند و تن به خودکشی و سقوط به قعر تباهی نسپارد. جامعه بین المللی دیر یا زود باید بداند نیروئی واقعی که بیان کننده و نماینده منافع مردم ایران است به این کمپ و آرزوی میلیونها شهروند این جامعه تعلق دارد. قدبرافراشتن مردم ایران در دفاع از حق خود برای تعیین سرنوشت جامعه در عین حال در برابر پراگماتیسم دیرین کشورهای اروپائی و حسابگریهای کوته بینانه آنها، یک انتخاب جدی قرار میدهد. این مسیر برون رفت جامعه ایران در همان حال تکرار سناریو عراقیزه کردن ایران و کابوس دخالت نظامی آمریکا و تکرار وحشتناکتر دفاع و انتقام و عملیات جنون آمیز دستجات و باندهای اسلامی را ناممکن میکند. 

۳۰ اوت ۲۰۰۵

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 1:32 |  لینک ثابت   •