تبليغاتX
ایرج فرزاد

دوشنبه چهارم مهر 1384

به مناسبت اولین سالگرد تشکیل حزب کمونیست حکمتیست

به مناسبت اولین سالگرد تشکیل حزب کمونیست حکمتیست

 

ایرج فرزاد

 

اکتبر :

حزب کمونيست کارگرى- حکمتيست يکسال است تشکيل شده است. در بيانيه اعلام موجوديت خود نکات اساسى اى را بر اساس خط و جهت و متد منصور حکمت در زمينه هاى " سياسى، پراتيکى و اجتماعى " در دستور گذاشت و از جمله اينکه بايد به حزبى سياسى تبدیل بشود، حزبی دخالتگر که در ابعاد اجتماعى نيروى ميليونى توده هاى مردم را جابجا کند. یکسال از تشکیل حزب حکمتیست گذشت، شما یک سال گذشته را چگونه ارزیابی میکنید؟ از نظر شما مصافهاى بعدی حزب کدامند؟ چه در سطح سراسری و چه در کردستان؟ 

 

ایرج فرزاد:

 

بگذارید ابتدا بر یک نکته مهم در سوال شما تاکید کنم و آنهم خود واقعه تشکیل حزب حکمتیست و بسترهای تاریخی آن است. من سعی میکنم در توضیح این نکته به بقیه سوال شما که بحث تبدل شدن حزب ما به یک حزب سیاسی و دخالتگر در صحنه سیاست ایران است نیز اشاره ای داشته باشم.

برای ناظر خارجی که نفس انشقاق در کمونیسم کارگری را نظاره میکند، این اتفاق ممکن است تصویری ایستا و در ادامه معضل گریبانگیر چپ غیر اجتماعی و انشعابها و دسته بندیهای آن تداعی شود. قضاوت در مورد انشقاق و جدائی گرایشات درون حککا، بدون بررسی تاریخ کمونیسم منصور حکمت همیشه احتمال چنین تفسیری را ممکن میکند.

اما اگر ما کمونیسم منصور حکمت و آنچه را که ما خط انتقادی حکمتیسم میدانیم در دل جدلهای بسیار عظیم تئوریک، سیاسی و فکری و بر سر مبانی و اصول سازمانی تحزب و تشکل کمونیستی بوجود آمد، در این میان یک گرایش سوسیالیسم خرده بورژوائی و جنبش روشنفکران چپ جهان سومی که آرمانهای خود را از انقلاب ۵۷ می گرفت، یکی از گرایشاتی بود که از همان بدو عروج نقد حکمتیسم با کمونیسم منصور حکمت آمد، تغییر رنگ داد، خود را کش داد و گاهی با سکوتهای معنی دار و مصلحت آمیز و گاه به غرولندهای "درونی" خورده بورژوائی "سوسیالیستی" روی آورد.

حزب کمونیست ایران دقیقا بر محور اثتلاف گرایشاتی که در دل انقلاب ۵۷ علیه پوپولیسم شکل گرفت پا به عرصه سیاست گذاشت. کمونیسم کارگری اما در کنگره اول اتحاد مبارزان خط خود را جدا کرد و در نقد مبانی پراتیک پوپولیسم ۵۷ ی زمینه های تدوین یک گرایش متمایز کمونیسم را فراهم کرد. اما نیروی واقعی چپ غیرکارگری و جریان روشنفکر ناراضی چنان هنوز ریشه دار بود که کنگره موسس حزب کمونیست ایران به شکل گیری  این حزب ائتلافی  تن داد. به قول منصور حکمت اگر سرکوبهای خونین سال ۶۰ و کشتارهای سیاسی آن دوره توسط جمهوری اسلامی انجام نمیگرفت، حزب کمونیست ایران از موضعی بسیار قدرتمندتر و با برخورداری از لایه وسیعی از کادرهای کمونیست که در آن قتل عام ها به خون کشیده شدند نه در کردستان که در تهران تشکیل میشد. این محدویت های اجتماعی و فشار سنگین اختناق اسلامی و سرکوبهای خونین و قتل عامهای سال ۶۰، کار تدوین مبانی تشکیل یک حزب سوسیالیسم کارگری را تا کنگره دوم حزب کمونیست ایران به عقب انداخت. با اینحال وقایع و اتفاقات اجتماعی و تحولات سیاسی در سطح منطقه و در سطح جهان بازهم فشار محظورات "عملی" را بر کمونیسم منصور حکمت تحمیل کرد. از یک طرف، در گرماگرم تلاش منصور حکمت برای شکل دادن به یک کانون و مرکز کمونیسم کارگری ما با جنگ اول خلیج و به قدرت رسیدن ناسیونالیسم کرد در کردستان عراق روبرو هستیم و در طرف دیگر شاهد نشانه های یک زلزله عظیم سیاسی که با فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم بورژوائی جهان را تکان داد، میبینیم. در این میان گرایش منزوی و درحاشیه ناسیونالیسم کرد درون حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن، کومه له، که تشکیلاتی وسیع و توده ای و محبوب بود، برخلاف تعجیلهای سالهای اول تدارک تشکیل  این حزب، هیچ نیازی به "تشریفات" و سمبه "روحیه" بخش حزب کمونیست ایران را دیگر لازم ندید، چرا که ناسیونالیسم کرد در قدرت منبع الهام زمینی تر روحیه او شده بود. چپ غیر کارگری و بقایای چپ ۵۷ ی جریانی بود که از همان کنگره اول اتحاد مبارزان به عنوان یک گرایش بی آینده،  در "انتظار" بازگشائی فضای سیاسی ایران در مقیاس سراسری، مایل نبود تمام موجودیت و حفظ روحیه خود را به ناسیونالیسم کرد گره بزند. و فقط به این بسنده کرد که بدبینی خود به کمونیسم منصور حکمت را با "پادرهوا" بودن جریان انتقادی حکمتیست در جدلهای شدیدی که بین چپ و راست در اردوگاههای کومه له جریان داشت، بیان کند.  این گرایش در سکوت و تایید های لفظی توام با غرولند و بی اعتمادی، لنگان لنگان و با "حفظ موضع" نارضایتی چپ روشنفکری، به سوسیالیسم منصور حکمت آویزان شد. منصور حکمت عامدانه نخواست این چپ غیر کارگری در دوره کمونیسم گریزی پس از زلزله سیاسی شوروی را به سوی همتایان خود در خارج از دایره حزبی که با دگراندیشی و طرفداری از دموکراسی، همه افتخارات و مدالهای کمونیست سابقی را از خود کنده بودند، هول بدهد. چپ غیر کارگری و بقایای گرایشی که در حزب کمونیست ایران و در جدال گرایشات بین آنها، موضع "سانتر" را گرفته بود به این ترتیب در حاشیه و زیر سایه نقد کمونیسم منصور حکمت در سکوت های عظمی و غیبتهای کبری در حاشیه "ماند". این چپ سنتی با نقد ناسیونالیسم کرد در جریان جنگ خلیج و اعلام "پایان یک دوره" و نقد دمکراسی و نظم نوین و "ملت ناسیونالیسم و برنامه کمونیسم کارگری" و برنامه یک دنیای بهتر و .... و با مقاطع مختلف این کشمکشها خود را "تطبیق" داد.

عروج دو خرداد و شکل گیری یک اپوزیسیون دوخردادی در درون حزب کمونیست کارگری، پرچمی را که از نظر سیاسی آنچنان راست بود برافراشت. این "رویکرد" آنچنان صریح نه تنها دوره انقلابات کارگری بلکه انقلاب بطور کلی و از آن فراتر مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را پایان یافته اعلام کرد، که حال چپ غیر کارگری درون حزب کمونیست کارگری را به هم زد و بدین ترتیب آن را از خود تاراند. چپ غیر کارگری در دالان "انتظار" تغییر اوضاع سیاسی ایران باز با انتفادات و مبانی کمونیسم کارگری کنار آمد. مضاف به اینکه منصور حکمت در آن دوره توابیت تمامی انواع کمونیسمهای دیگر، مبانی یک تعرض را برای اعلام "پایان یک دوره" تدوین کرده بود. این تعرض این بار به حال روحیه مایوس و سرخورده چپ غیر کارگری مفید افتاد. کمونیسم کارگری برای این چپ غیرکارگری چتر حفاظت و نگهداری و حفظ نیرو بود.   

 

در هر حال چپ غیر کارگری هچون گرایشی بی حرف و ساکت در مصافهای کمونیسم منصور حکمت، در سکوتهای تاریخی به حضور خزنده و موجودیت خود ادامه داد. بحثهائی که حول شعار "جمهوری سوسیالیستی" و "سلبی و اثباتی" و "حزب و قدرت سیاسی" و "قدرت شورا یا قدرت حزب" بین حکمتیستها و طرفداران بقایای خط چپ ۵۷ی درگرفت نشان داد که با تغییر اوضاع سیاسی ایران و شکست پروژه دو خرداد و برباد رفتن امید به اصلاح رژیم، فرجه ای برای جست و خیز دوباره چپ سنتی در حزب کمونیست کارگری فراهم شده است. تعرض این گرایش در درون حککا تا بدانجا پیش رفت که منصور حکمت در پلنوم چهاردهم، کل حزب را به چپ سنتی و چپ غیر اجتماعی بیشتر نزدیک میداند تا به کمونیسم کارگری. در راس حزب کمونیست کارگری در دوران بیماری منصور حکمت و بویژه بر اثر فشار عاطفی سنگین ناشی از این فاجعه، مبارزه برای بدست گرفتن سرنوشت حککا جریان داشت. مرگ منصور حکمت، به عنوان بزرگترین عامل نیرومند فکری و مادی، بشدت وزنه حکمتیستها را در درون حککا به نفع گرایش چپ غیر اجتماعی پائین آورد. کنگره چهارم حزب کمونیست کارگری میدان زورآزمائی چپ سنتی برای به سرانجام رساندن یک کودتا علیه خط منصور حکمت بود. این تلاش با مقاومت سرسختانه ما حکمتیستها به شکست انجامید. اما گرایش چپ سنتی مصمم شده بود که بهر قیمت که شده باشد حککا را تصرف کند. چنین کاری فقط با فراخوان حمید تقوائی برای انحلال رسمی حزب و انحلال یک جانبه و سرخود پلنوم ۲۱ ممکن شد. او در نتیجه یاس در مصاف با حکمتیستها، بلافاصله فراخوان مناسکی به نام کنگره ۵ داد که دیگر از بنیاد با تمامی سنن کمونیسم منصور حکمت در تباین بود. کودتای خط چپ روشنفکری فقط به این شکل و در غیاب و عدم حضور ما حکمتیستها توانست به مرحله اجرا درآید. ما حکمتیستها تشخیص دادیم که این مناسک، پیروزی یک جانبه خط چپ روشنفکر ناراضی جهان سومی و چپ غیر کارگری است و اعلام کردیم که در مراسم تدفین کمونیسم منصور حکمت توسط گرایش چپ غیرکارگری شرکت نخواهیم کرد. حککا اکنون بیش از یک سال است که تماما یک حزب "یک بنی" شده است. ما در مقابل با اعلام حزب حکمتیست مجددا به تاریخ پیوسته  بیش از ۲۵ سال جریان انتقادی حکمتیست  پیوستیم.

خوشبختانه تاریخ همه این جدالها و کشمکشها و بسیاری از لحظات این تاریخ پر پیچ و خم کشمکش بین گرایشات مختلف درون حککا در منتخب آثار منصور حکمت، در سایت آرشیو آثر منصور حکمت و در اسناد مباحث سمینارهای انجمن مارکس حکمت موجودند و هر کسی میتواند تمامی ریزه کاریها و عبور حکمتیسم از نقطه عطفهای تاریخ معاصر کمونیسم ایران را بخواند و در آنها تعمق کند. این اسناد به روشنی نشان میدهد که گرایش چپ غیر اجتماعی در درون کمونیسم کارگری فاقد تاریخ و هر نوع پیشینه رزم در راستای کمونیسم منصور حکمت است.

ما با تشکیل حزب حکمتیست، از گسست وعدم تداوم کمونیسم منصور حکمت جلوگیری کردیم. در یک سال گذشته جامعه تا حد قابل مشاهده ای متوجه تفاوتهای بنیادی ما و خط چپ غیر اجتماعی شده است، در برخورد به اتفاقات ایران تاکتیکها و منشورها و بیانیه های ما را دیده است و سیاستهای سوسیالیسم بپاخیز زیر پرچم تحرکات قومی و ناسیونالیسم ایرانی را به عیان مشاهده کرده است.

 

ما تلاش بزرگ و عظیمی کرده ایم، اجازه ندادیم که جریان چپ روشنفکر ناراضی جهان سومی به عنوان اپوزیسیون "درونی" کماکان به موجودیت خود ادامه دهد و لای چرخ حکمتیسم چوب بگذارد، مجال زندگی در سکوت توام با غرولند و منفی بافی و محفل بازی و سیاستهای پچ پچ گوشه آشپزخانه و یارگیریهای "درونی" را از آنها گرفتیم و با فراغ بال اجازه دادیم بروند حزب کمونیست کارگری را زیر سلطه گرایش خود بگیرند. راه ما علیرغم اکثریت بودنمان در کمیته مرکزی حککا و تمامی حزب، دست بردن به موازین اساسنامه ای و اخراج و تنبیه نبود. متمدنانه از شرکت در مراسم و تشریفات مصادره کمونیسم منصور حکمت توسط ایدئولوگهای چپ غیراجتماعی عذر خواستیم. بدین ترتیب ما مسئولانه و هوشیارانه خود و صفوف کمونیسم را از دام تکرار به مراتب وحشتناکتر تصفیه های درون فرقه ای "گاپیلون" سکتاریسم چپ نا مسئول و هپروتی برحذر داشتیم. شراکت ما درمناسک تعیین تکلیفهای فرقه ای میتوانست با بدترین فاجعه ها علیه کمونیسم و مارکسیسم همراه شود. وارد نشدن به این مناسک تماما سکتی، یکی از بزرگترین خدمات ما حکمتیستها به کمونیسم و مارکسیسم بود.

 

پرچم حکمتیسم، یک تاریخ طولانی دارد، اکنون حزب خود را هم یک سال است از زیر دست وپای اثتلاف با چپ سنتی و راه رفتن وحدت طلبانه به شیوه دست درگردنی با آن درآورده است. ادامه چنین وحدت صوری در کنار تداوم تنشها و جدالهای حاد و قطبی درونی با اعلام مناسک مشهور به کنگره ۵ عملا از جانب ما غیرممکن و فراتر از آن دیگر غیراصولی بود.

 

تلاش ما و تمامی رفقائی که در این سخت ترین دوره آزمایش جریان انتقادی حکمتیسم، فرصتها را تشخیص دادند، و مسئولانه ترین سیاست و تاکتیک را اتخاذ کردند، شایسته بزرگترین تقدیر است. کسانی که در یکی از خطرناک ترین  تندیچهای مسیر کمونیسم مارکس و لنین و حکمت، ایستادند، فداکاری کردند، هتک حرمت شدند و در معرض زشت ترین کمپینهای ترور شخصیت قرار گرفتند، قاطعانه و بدون تزلزل در دفاع از پرنسیپها و حرمت منصور حکمت جنگیدند،  وکمونیسم را از لبه یک پرتگاه مرگبار سالم عبور دادند، افتخار بزرگی در زندگی سیاسی خود را به ثبت رسانده اند. این تلاش و رزم شایسته بزرگترین قدردانیهاست. همینجا همراه با شاد باش سالروز تشکیل حزب حکمتیست به همه این رفقا که تاریخ ساختند و پرچم منصور حکمت را از زیر دست و پای سوسیالیسم خرده بورژوائی و چپ روشنفکری و سنتهای چپ فرقه ای بیرون کشیدند، صمیمانه تبریک میگویم. آینده هر مسیری را طی کند، دفاع از کمونیسم مارکس و لنین و سنت حکمتیسم، در این تندپیچ تاریخ کمونیسم، به نام این رفقا ثبت شده است.

 

اما ما هنوز یک دنیا کار جلو روی خود داریم، یک حزب وارث ۲۵ سال ادبیات و نقد و سیاست و متد منصور حکمت و جامعه ای برای تغییر و تحول و کسب قدرت سیاسی برای به پیروزی رساندن کمونیسم.

اکنون که وزنه های سنگین سکوتهای سالیان و نمیشود و نباید کردنها و و بخود مشغولیها و مناسک و مراسم تزکیه ایدئولوژیک و انقلاب ایدئولوژیک درون فرقه ای را از دست و پای خود رها کرده ایم، جا دارد هر کسی که خود را حکمتیست میداند و خود را متعلق به کمونیسم انتقادی و خلاف جریان او میداند، تاریخ ۲۵ سال تلاش و جدالهای بزرگ و بحثهای تعیین کننده را بداند و به دقت آن را مرور کند. برای حکمتیستی که قصد کرده است رهبری مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را تا مبارزه مداوم برای انقلاب کمونیستی و به پیروزی رساندن کمونیسم در ایران پیش ببرد، مسلح شدن به حکمتیسم و سنن و متدها و پرنسیپها و موازین آن، حیاتی است. ما و بویژه کادرهای جدید جنبش حکمتیسم در این رابطه نیز دنیائی کار پیش رو داریم.

هر کسی که میخواهد بر ویرانه جهنمی که جمهوری اسلامی ساخته است، جامعه ای خوشبخت بسازد، هرکس که آزادی بی اما و اگر زن و تضمین حقوق مدنی او امرش است، هرکس که از له شدن حق زندگی و حرمت کودک خشمگین است، هرکسی که به دنیای استثمار نیروی کار ارزان کارگر و به سلطه استبداد و اختناقی که این بی حقوقی محض را پابرجا نگاه میدارد معترض است، هر کس که خواهان آزادی بی قید و شرط بیان و آزادی اندیشه است، هرکس که از کابوس  فدرالیسم قومی و سناریو سیاهی که جمهوری اسلامی برای جامعه ایران و خاورمیانه و جهان متمدن تدارک دیده است متنفر است، باید به حزب حکمتیست بپیوندد. واحدهای گارد آزادی که پایه های ارتش کارگری جامعه ایران را پی گذاشته است باید به عنوان ستونی که از امکان تحقق سناریو سیاه و عراقیزه کردن جامعه ایران جلوگیری میکند  وسیعا گسترش داد، به صفوف آن پیوست.

 حزب حکمتیست را از هر نظر برای پیش برد آرمانهای انسانی میلیونها شهروند یاری کنید.

 

زنده با حکمتیسم

زنده باد حزب کمونبست حکمتیست ایران

 

۲۲  سپتامبر  ۲۰۰۵

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 17:22 |  لینک ثابت   •