تبليغاتX
ایرج فرزاد

پنجشنبه چهارم خرداد 1385

نقدی بر مواضع "محسن حکیمی" در مصاحبه "روشنفکران و طبقه کارگر"

در دفاع از "الگوی"  مشترک مارکس و لنین

نقدی بر مواضع "محسن حکیمی"  در مصاحبه "روشنفکران و طبقه کارگر"

 

 محسن حکیمی در این گفتگو در پوشش دفاع  ریاکارانه از مارکس، به لنین  و از آنجا به هر تلاش سیاسی و مبارزه انقلابی در تقابل با جمهوری اسلامی وهر موضع "براندازانه" در برابر نظام سرمایه داری تاخته است. او گفته است:

"دو الگو هست: الگوی لنینی و الگوی مارکسی. الگوی لنینی سازماندهی از بیرون است یعنی سازمان انقلابیون حرفه ای  که سازماندهی سیاسی و مبارزه سیاسی را  از مبارزات اقتصادی و درونی طبقه کارگر جدا میکند و به صورت فرقه ای در صدد است که جنبش کارگری را به قالب خود درآورد و به دنبال اهداف سیاسی  تعیین شده از سوی خود ببرد. مدل مارکس سازماندهی از درون است که مبارزه سیاسی و اقتصادی را از هم جدا نمیکند و هر دو را از درون میداند و گرایشهای گوناگون کارگری را بهم پیوند میدهد"

 

این یک میدان شناخته شده و معرفه است. لیبرال و اکونومیست و آکادمیست کردن مارکس در برابر انگلس "ژنرال" و لنین رهبر انقلاب اکتبر،
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 20:12 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم خرداد 1385

ناسیونالیسم پیگیر ایرج آذرین

ناسیونالیسم پیگیر ایرج آذرین

بحران جنگی و تئوری تخدیر و انتظار

 

 ایرج فرزاد

iraj.farzad@gmail.om

 

ایرج آذرین از "کمونیست سابقی" هائی است که به عنوان یکی از ئتوریسین های "جنبش اصلاحات" همان وظیفه ای را در میان خرده بقایای چپ غیر اجتماعی و کارگر کارگری برای خود قائل شد، که حجاریان در میان لایه ای از رژیم اسلامی وطیف درون و برون حکومتی دوخرداد. دو خرداد منهزم شد و سرکردگان اصلی و طیفی از احزاب و تشکلهای آن به اپوزیسیون راست ناسیونالیست ایران " و "جمهوری خواهان ملی" پیوستند. این تجزیه و شقه شدن را بویژه در بطن "بحران هسته ای" به عیان دیدیم. حضور افشاری و عطری  در کنفرانس ترتیب داده شده توسط مراجع دولتی آمریکا شاخص مهمی بود که چگونه لایه ای از "جنبش اصلاحات" امید به اصلاح از درون را از دست داده و همراه با امثال سازگارا و خانم مهرانگیز کار چشم انتظار دخالت آمریکا از "بیرون" حاکمیت اند. اما برای ایرج آذرین در این آخرین نوشته اش، "بحران هسته ای، آینده رژیم اسلامی و آینده اپوزیسیون ایران"، کماکان جنبش اصلاحات ریشه های پایه ای تر و سیر "اجتناب ناپذیر" تری از روند تفرقه و تجزیه در صفوف احزاب سیاسی آن را دارد. اگر بحران اتمی ست آپ تمامی احزاب چپ و راست و کمونیست و ناسیونالیست را زیر و رو کرد، "قانونمندی" سیر اوضاع عینی و منطق سیر تکامل دترمینیستی تاریخ، آنهم به ضرب قدرت قاهره اقتصاد، ایرج آذرین را دراین بحران کماکان به سیستم خود وفادار باقی گذاشته است. ایرج آذرین پس از ماجرای ریاست افتخاری و دولت مستعجل "مستعفیون" حزب کمونیست کارگری در سال ۱۹۹۹، با تز و تئوری "چشم انداز و تکالیف" حکم عزل و برکناری خود را از "شورشیان آوریل" هم به فاصله کوتاهی دریافت کرد. اما او، با ارجاع مکرر خوانندگان نوشته های خود به "منبع" چشم انداز و تکالیف، نشان میدهد که کماکان به سیر اجتناب ناپذیر "جنبش اصلاحات" در ایران، و سوار کردن مکتب مورد علاقه اش، پست مدرنیسم بر آن، سرسخت باور دارد و همچون کسی که بر سنت اولووسیونیسم و باور به سیر جبری و دترمینیسم تاریخ، تزهای شک و تردید به هر حقیقت جهانشمول سرمایه گزاری کرده است، حساب خود را نه تنها از لنین و منصور حکمت و "بلانکیسم" بلکه از سرخوردگان دوخرداد نیز جدا نگاه داشته است. و البته این بلوغ خود و این وفاداری به پست مدرنیسم و مقام ویرچوال مشاورت بانک جهانی را با هجو کمونیسم پراتیک و انقلابی تحت عنوان "چپ مجنون" به خود تبریک میگوید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 20:10 |  لینک ثابت   •