تبليغاتX
ایرج فرزاد

سه شنبه هشتم اسفند 1385

نگاهی به اختلافات اخیر حککا

جدال و کشمکشی که در حزب کمونیست کارگری در جریان است، از نظر خط و گرایشی که پس از مرگ منصور حکمت، بر این حزب حاکم شده است به نظر من با تحکیم خط حمید تقوائی به مراحل پایانی و تکمیلی خود نزدیک شده  است.

من سعی میکنم نشان دهم که "قاطعیت" رهبری حککا برای رفتن زیر خط حمید تقوائی که بویژه در انتخابات تماما لابیستی و حذفی اخیر دفتر سیاسی این حزب، تجلی یافت، باز تاب و پژواک شکست افق سیاسی اپوزیسیون بورژوائی و راست پرو غرب، در این حزب نیست. این تبیین به نظر من گمراه کننده است و بررسی دلایل پایه ای تر سیر افت و خیز گرایشات مختلف در جنبش کمونیسم منصور حکمت را نادیده میگیرد. یا به عبارت دیگر توضیح بحران درونی اخیر در حککا را بر متن نزدیک به سی سال تغییر و تحولات در کمونیسم، جدال با انواع سوسیالیسمهای بورژوائی و  خرده بورژوائی و نیز  در بستر سی سال تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی، و بویژه با توجه به یکی از مهمترین فاکتورهای بحران کنونی و انشقاق قبلی در حککا، یعنی مرگ منصور حکمت، به مقطع بسیار کوتاهی محدود میکند. در هر حال توضیح بحران درونی حککا با بی افق شدن اپوزیسیون راست و ناسیونالیست ایرانی، نوعی طفره رفتن از پرداختن به گرایشاتی است که در بستر تاریخ سه دهه اخیر کمونیسم در ایران، در نهایت به موانع اساسی در برابر کمونیسمی که منصور حکمت نمایندگی میکند، تبدیل شدند. شاید اشاره منصور حکمت در پلنوم چهارده حککا، آخرین پلنومی که او در آن شرکت داشت، به اینکه آن حزب "هیچگاه روی خط" کمونیسم او قرار نگرفت و او با این حکم "چه در زمان حیات خود و چه پس از آن"، کنار آمد، بیان گویائی باشد. من از بحران کنونی در صفوف بالای حککا تبیین دیگری دارم که خوشبختانه سیر اتفاقات اخیر و جریان "فراکسیون" اعلام شده، به احکامی که من از همان دوران پس از مرگ منصور حکمت در باره یکی از این گرایشات، خط حمید تقوائی، داشته ام، گوشت و پوست تازه ای میدهد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 7:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اسفند 1385

نقدی بر پلاتفرم "منشور سرنگونی"

منشور سرنگونی حزب حکمتیست، منتشر شده در بهمن ماه سال ۸۳، اعلام فوری چند بند از برنامه یک دنیای بهتر را به عنوان معنی پیروزی "جنبش سرنگونی" و جایگزین شدن جمهوری اسلامی با یک "دولت موقت" را در این سند گردآورده است. این سند حداقل در چند محور مهم حاوی اشتباهات بزرگی است که در اینجا مورد بررسی انتقادی من است.

در بندهای منشور که دولت موقت به عنوان ابزار قیام مردم آنها را فورا به اجرا در میآورد، به جای تعهد به اجرای فوری تمام برنامه یک دنیای بهتر، در واقع همین برنامه طبق روال سنتی قبلی عملا به دو بخش "حداقل" و "حداکثر" تقسیم شده است و از همان بخش "حداقل" نیز بندها و مطالبات زیادی حذف شده اند. این متد همان متدی است که به این ترتیب به نوعی "مرحله بندی" کردن انقلاب باور دارد و در محتوای خود موضع و سیاست ناظر بر "انقلاب بورژوا دمکراتیک" را نمایندگی میکند. در این سند پایه های استدلالی این مواضع توضیح داده نشده است. استدلالها و مبانی تحلیلی این سند، در مباحث و سمینارهای دیگری، و اساسا از طرف رفیق کورش مدرسی، طرح شده اند. این مباحث که به پیشینه مباحثات درون حزب کمونیست کارگری در دوران پس از مرگ منصور حکمت نیز مرتبط است و من خواننده را به آنها رجوع خواهم داد، به نحو تکمیل تر و منسجم تری در سمینار" انقلاب ایران و وظایف کمونیستها" ( کورش مدرسی، انجمن مارکس لندن ۲۷ اوت ۲۰۰۵، ۳ شهریور ۸۴) طرح شده اند. من سعی میکنم مستدل کنم چرا بر این متدولوژی یک شیوه نگرش الگوسازانه از مراحل معینی که انقلاب در روسیه از سرگذراند، و اصول تاکتیکی قرض گرفته شده از این کپی برداری ناموجه و غیرعلمی برای به پیروزی رساندن طبقه کارگر و یک حزب کمونیستی در انقلاب فرضی "بورژوا دمکراتیک"، در ایران، حاکم است. بعلاوه سعی میکنم نشان بدهم که در همین زمینه، بکار بردن اصطلاح "جنبش سرنگونی" اصلا تصادفی نیست. اصطلاحی که اکنون در تحلیلهای رهبری حزب کمونیست کارگری ایران هم رایج است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 7:13 |  لینک ثابت   •