تبليغاتX
ایرج فرزاد

پنجشنبه سی ام فروردین 1386

ترجمه یک نامه از انگلس در باره ماتریالیسم تاریخی

توضیح بر این ترجمه:

مبنای ترجمه این نامه انگلس، متن انگلیسی منتخب آثار مارکس و انگلس، صفحات ۳۹۶ تا ۴۰۲ و از انتشارات پروگرس است. این نامه همراه با چند نامه دیگر در مجموعه جداگانه ای با عنوان "نامه های انگلس در باره ماتریالیسم تاریخی، ۹۴۱۸۹۰"،  منتشر شده است. من به منظور مقایسه این ترجمه و  تصحیح اشتباهات احتمالی از طریق تذکر آنها از طرف خوانندگان و علاقمندان، ورژن دیگری از متن انگلیسی این نامه را از آرشیو آثار مارکس و انگلس در اینترنت، ضمیمه کرده ام. جملاتی که داخل کروشه هستند از خود انگلس و کلمات داخل پرانتز که یا ذکر اسامی لاتین اند و یا توضیح دیگری بر کلمات و جملات قبل از آنها، از من است. من خواندن این نامه را همراه و در کنار مطالعه متن کتبی "بازخوانی کاپیتال" و گوش دادن به نوارهای آن که موضوع یک سمینار منصور حکمت در انجمن مارکس لندن است، و نیز مطالعه آثر درخشان مارکس، هیجدهم برومر لوئی بناپارت را توصیه میکنم. این متون و نوار سخنرانی، و لینک آنها در آرشیو آثار منصور حکمت به سرپرستی خسرو داور در این آدرس قابل دسترسی اند:

 

http://hekmat.public-archive.net

 

پس از مقایسه متن ترجمه شده با ترجمه انگلیسی در سایت آرشیو آثار مارکس و انگلس و تفاوتی که رفیق خسرو داور در جمله مدخل متن متوجه شده بود، من جملات اول ترجمه قبلی را بازسازی و ادیت مجدد کردم. در متن اینترنتی، کلمه سردبیر توسط مترجم در داخل کروشه قرار داده شده است. در هر حال این تغییر جزئی، هیچ تفاوت محتوائی با ترجمه قبلی بوجود نیاورده است. با تشکر مجدد از خسرو داور

 

ایرج فرزاد  ۳۰  آوریل ۲۰۰۷

 

 

 

فردریک انگلس

 

به کونراد شمیت

) conrad schmidt (

در برلین

 

لندن، ۲۷ اکتبر ۱۸۹۰

 

شمیت عزیز

من از اولین ساعات آزادم برای پاسخ به تو، استفاده میکنم.

فکر میکنم کار درستی باشد اگر سردبیری نشریه زوریخ پست را قبول کنید.
در آنجا (بعنوان سردبير)  هميشه ميتوانيد خيلى چيزها در باره اقتصاد ياد بگيريد، بویژه اگر توجه داشته باشی زوریخ در نهایت فقط یک بازار دست سوم پول و سفته است و بنابراین تصویری که از اقتصاد از این بازار گرفته میشود دو تا سه برابر ضعیفتر و ناهمگون تر اند. شما در موقعیت سردبیری آن نشریه با تعقیب گزارشات دست اول مبادلات ارزی و ذخائر پولی از لندن، نیویورک، پاریس، برلین و وین به اطلاعات و دانش عملی در باره مکانیسمها دست می یابید و به این ترتیب به یک تصویر درونی از بازار جهانی که در بازار پول و ارز و سهام و ذخائر مالی منعکس است،  دست می یابی.

 

بازتاب  و انعکاس های اقتصادی و سیاسی و غیره درست شبیه به آن چیزی است که در چشم انسان اتفاق می افتد: این ها از یک عدسی محدب عبور میکنند و به همین دلیل وارونه و معکوس و روی سرشان تصور میشوند. اما تصورات ما  فاقد آن  آپارات عصبی است  که این تصاویر را روی پاهای خود قرار بدهند. انسان در بازار پول و ارز و سهام حرکت صنعت را در بازار جهانی به شکل وارونه ای میبیند و به این دلیل معلول به عنوان علت به نظر او میآید. من این مساله را در دهه ۴۰ ( ۱۸۴۰) در منچستر متوجه شدم وقتی که دیدم گزارشات مربوط به بازار سهام لندن، برای تشخیص علل افت و خیز و صعود و رکود صنعت بی خاصیت بودند. بخاطر اینکه جنتلمنهائی که سعی داشتند همه چیز را با بحران در بازار پول توضیح بدهند متوجه نبودند که آن بحران در بازار پول معمولا فقط علائم و نشانه هائی بودند. در آن زمان مساله این بود که اضافه تولید موقت، علت بحران صنعتی نبودند، و اینکه مساله بعلاوه جنبه ذاتی خود را نیز همراه داشت، یعنی محملی برای بی نظمی و هرج و مرج در اقتصاد. این مساله اکنون برای ما به هیچ عنوان دیگر  موضوعیتی ندارد و یکبار برای همیشه حذف شده است. بعلاوه این حقیقت را در بر دارد که بازار پول میتواند بحران خودش را داشته باشد که در آن نابسامانیهای مستقیم صنعت فقط میتواند نقش جانبی داشته باشند و یا اصلا نقشی نداشته باشند. در این زمینه موارد زیادی برای بررسی و تعمق، بویژه در تاریخ بیست سال گذشته وجود دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 6:33 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386

اگر بازهم موفق نشدیم چه؟

متنی را که میخوانید، من از بخشی از سخنان منصور حکمت در جلسه پلنوم نهم کمیته مرکزی حزب کمونییست کارگری ایران که در ماه نوامبر ۱۹۸۸ برگزار شد، پیاده و ادیت کرده ام. مثل دیگر موارد پیاده و ادیت آثار شفاهی منصور حکمت توسط من، به ساختار جمله بندیها دست نبرده ام و ازآنجا که متاسفانه منصور حکمت خود متن پیاده شده را به منظور انتشار بیرونی در دسترس نداشته است، من خود را مجاز ندانستم که شکل محاوره ای متن پیاده شده را تغییر بدهم. فقط در مواردی به منظور مفهوم کردن متن کتبی، جملاتی را جا بجا کرده ام. جملات داخل پرانتز از من است و در نوار سخنرانی موجود نیستند. تیتر این متن از عین سوالی که منصور حکمت به آن پاسخ داده است، اتخاذ شده است. کلماتی را که زیر آنها خط تاکید کشیده ام، از نظر من در متن شفاهی با تاکید بیان شده اند. مسئولیت انطباق این متن کتبی با بحث شفاهی تماما بر عهده من است. فایل صوتی این متن با همین تیتر در سایت آرشیو آثار منصور حکمت، با مدیریت و مسئولیت رفیق خسرو داور در این آدرس قابل دسترسی است:

 

http://hekmat.public-archive.net/audio/3943/3943.rm

 

این متن پیاده شده در حال حاضر در تازه های سایت آرشیو آثار منصور حکمت درج و در دسترس است.

 

۱۶ آوریل ۲۰۰۷  ایرج فرزاد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 0:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

در دفاع از حقیقت

همهمه دیگری بر پا شده است. وقتی خوب گوشهایتان را به زمین می چسپانید صدای پای هیچ سواره نظام و نفیرهیچ اسبی را نمیشنوید. وقتی قدری بیشتر کنجکاوی تان تحریک میشود متوجه میشوید نه رعد و برقی در آسمان است و نه در دنیای بیرون خبری است. کارگران و معلمان را دستگیر میکنند، به دانشجویان "ناباب" اخطار میدهند، ترکیه دارد مقدمات لشکر کشی به کردستان عراق را فراهم میکند و رژیم اسلامی اعلام میکند که "چرخه اتمی" اش را بکار انداخته است. صدها پناهجو در گوشه و کنار جهان در دریا غرق میشوند و سومالی و چاد و سودان دارد از صفحه مکانیسمهای مدنیت جهان خارج میشود. این همهمه در همسایگی تان به این دنیای بیرون بی ربط است. منهم متوجه میشوم این سروصدا و این هیاهو در اطاق بغل دستی من است و ربطی به جهان بیرون ندارد. میبینم عده ای اند که دارند شیوه و مراسم زندگی در "درون" را با مرزبندیهای تازه ای علیه چند نفر از ناراضیان و منتقدین نظری خود برای خود تمرین میکنند، میبینم دارند دایره دوستی هایشان را تنگ و تنگ تر میکنند.  و جهان بیرون بار دیگر متوجه میشود که چپ درخود و برای خود، به زندگی و به مکانیسمهای تلاش میلیونها مردم این جهان برای دنیائی بهتر، بی ربط است. و البته این انزوا از جامعه و عادت به زندگی در محیط سازمانی هیچ انسان دردمند جامعه را جذب نمیکند، جالب نیست، نامفهوم است، مهجور است، فقط خودشان میفهمند، طوفان در فنجان است و مناسک تملق متقابل. و من  به بازبینی هایم در زندگی سیاسی ام پس از دو تکه شدن حزب کمونیست کارگری ایران، این را هم اضافه میکنم که یک "انتقاد از خود" به خاطر عدم تشخیص بموقع رد پای این نوع فعالیت سیاسی به خودم و به دیگر رفقا بدهکارم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 22:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386

محمود صالحی را باید فورا آزاد کرد

دستگیری و زندانی کردن محمود صالحی، حکم ساده ای نیست. محمود صالحی را به "جرم" شرکت در برپائی مراسم اول مه گرفته و زندانی کرده اند. این حقیقت تلخ که "تلاش" برای نمایش هویت جهانی  بردگان دنیای سرمایه داری به عنوان اتهام سیاسی با عقوبت زندان و محکومیت روبرو میشود، باید وجدانهای بسیاری را به تکان آورد. زمخت و سنگین و بیرحم میخواهند بگویند اعلام تعلق جهانی به اردوی بردگی کار مزدی جرم است. و این را نباید پذیرفت! نه بخاطر اینکه محمود صالحی دستهای پینه بسته دارد و یا بخاطر اینکه نفس کارگر بودنش، جائی و بهانه ای برای یک اعلام رافت و ترحم به او به عنوان انسانی متعلق به اردوی "رنج و کار" است. باید محمود صالحی را از زندان رها کرد بخاطر اینکه پیام اول ماه مه و روز همبستگی کارگران، فراخوان به الغای نفس کار مزدی و بردگی مزدی و رها کردن جامعه از هر نوع ستم طبقاتی و جدائی بین انسانها و تبعیض و نابرابری است. محمود صالحی را باید آزاد کنیم تا در سراسر این کره خاکی فریاد بزنیم که شرط آزادی کارگر از بردگی و رنج و مشقت استثمار سرمایه داری، آزادی کل جامعه از هر نوع ستم و تبعیض و نابرابری است.

عقب راندن تعرض جمهوری اسلامی به فعالین کارگری و محمود صالحی، امر و وظیفه هر نیروی سیاسی و هر فردی است که تلاش برای ایجاد یک جامعه خوشبخت و آزاد و برابر را آرزوهای ممکنی در همین امروز میداند. دفاع از آزادی محمود صالحی، دفاع از حق اعتراض بردگان دنیای ما به ستم و استثمار و قلدری، ما اکثریت ساکنین این کره خاکی است.  

 

۱۲ آوریل ۲۰۰۷

 

www.iraj-farzad.com

iraj.farzad@gmail.com

http://iraj-f.blogfa.com

 

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 7:37 |  لینک ثابت   •