دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386
زندگی، و زندگانی من(۱)
زندگی، و زندگانی من(۱)
ایرج فرزاد
iraj.farzad@gmail.com
مدتها بود که به این فکر بودم که بیوگرافی و به عبارتی داستان زندگی ام را بنویسم. اما همیشه با این مشکل روبرو بوده ام که با گذشت زمان و تغییراتی که هر انسانی در برخورد به حال و گذشته خود به آن دچار میشود، ممکن است زندگی نامه ای که من در هر زمانی مینویسم، در روزهای پس از آن مورد بازبینی دیگری قرار بگیرد. با اینحال ارزیابی انسان از وقایع و اتفاقات گذشته هر چه باشد، چه حتی اگر مورد نقد خود نویسنده قرار بگیرد، خود آن اتفاقات و تحولات میتوانند معتبر باشند. مشکل دیگر من، مثل هر مساله دیگری، چون موضوع بی سابقه ای را در مقیاس فردی و شخصی شروع میکنم، همان آغاز و شروع کار بود. نمیخواستم به یک قالب کلیشه ای بسنده کنم و خودم را در چهارچوبهای از پیش مشخص شده محدود کنم. به منظور رفع این مشکل، در واقع خود را قانع کردم که زندگیم را با بیان تصویر از انسانهائی که با آنها بزرگ شدم، و از آنها آموختم، از زندگی کسانی که در سختترین لحظات زندگیم با من سختی کشیده اند و واقعا توانستند باری از دوش من بردارند، شروع کنم. برای این کار از نزدیکترین کسان زندگیم، و در راس همه آنها از مادرم و از زندگی او در جوار خود، شروع میکنم. تصور میکنم که این بیوگرافی چیزی شبیه به یک رمان در آید. فکر میکنم که لحظات زندگی من و کسان نزدیک من در طول زندگی تاکنونی ام، برای خیلیهای دیگر آشنا باشد، فکر میکنم خیلیها با خواندن بیوگرافی من، به سیر و سیاحت در زندگی خود نیز همراه با من خواهند رفت. فکر میکنم زندگی من مثل بسیاری از انسانهای این کره خاکی، رنگ و بوی تمامی مسائل اجتماعی، و تغییر و تحولات آن، اختلاف طبقاتی، تبعیض، نابرابری و بیرحمی و در عین حال دریای عظیم و ظرفیت خیره کننده انسان ها را برای آرمانها و آمالهای انسانی با خود دارد.
در هر حال همانطور که گفتم از مادرم و از زندگی او شروع میکنم. و در ادامه به دیگر نزدیکانم در زندگی، چه "عادی" و چه سیاسی، به اتفاقات گوناگون، و شخصیتهای دخیل در زندگی ام، و به مقاطع و دقایق تغییرات در مسیر زندگی ام که بیش از ۴۰ سال آن زندگی "سیاسی" بوده است، به دورانهای ورودم به فعالیت کمونیستی، به برخی جلسات مهم، به زندان رفتن هایم و اوضاع زندان، و به مخاطراتی که از سر گذرانده ام، به خاطرات و زوایائی از زندگی و مبارزه بسیاری از عزیزانی که اکنون در میان ما نیستند، میپردازم.
ادامه مطلب
