پنجشنبه هفتم تیر 1386
زندگی، و زندگانی من – بخش ۳
زندگی، و زندگانی من – بخش ۳
توضیح: طی این مدت که من بخشهائی از زندگیم را نوشته ام، یاداشتهای محبت آمیزی دریافت کرده ام. و از جمله یادداشت دوست گرامی ام "ستار اویهنگ"، که از طریق ای میل برخی اشتباهات در نقل فاکتها را به من یادآوری کرده بود از جمله اینکه عبداله شعبانی معروف به حسن، نه در درگیری با حزب دمکرات که در دوم شهریور ۶۳ همراه با ۹ رفیق دیگر در منطقه ثلاث باوه جانی و در درگیری با نیروهای جمهوری اسلامی جان باخت. در همان یادداشت، برایم نوشته بود که اسم واقعی سعید بهزاد مطلق، منصور است که در کومه له به سعید مشهور بود. با تشکر بسیار از ستار عزیز. بدینوسیله از تمامی کسانی که زندگی نامه من را میخوانند، خواهش میکنم به منظور تدقیق فاکتهای آن، هر موردی را که به واقعی بودن روایت از فاکتها و رویدادها کمک میکند به من تذکر بدهند، چون میخواهم پس از تکمیل به صورت یک کتاب آنرا منتشر کنم. در عین حال ضمن تشکر از دوست عزیزی که با امضای یک دوست دیرین به زبان کردی در وبلاگ من، کامنتی نوشته است از همه خوانندگان خواهش کنم که به منظور قابل فهم بودن نکات و ملاحظاتشان برای کسانی که زندگی نامه من را به زبان فارسی میخوانند، این نوع یادداشت و کامنتها بر وبلاگ و سایتم را به زبان فارسی بنویسند، چون در این صورت تعداد بیشتری را به این ترتیب در جریان نظرات و ملاحظات خود قرار میدهند. علاوه بر آدرس ای میل و سایت و وبلاگ ام که در دسترس است، شماره تلفن موبایلم را نیز اضافه کرده ام که امکان تماس و تذکر نکات خوانندگان و دوستان و رفقا بیشتر شود.
با تشکر و سپاس مجدد از حسن توجه دوستان و رفقای عزیز.
آدرسهای ای میل:
سایت و وبلاگ:
تلفن:
0046-739555085
ادامه مطلب
دوشنبه چهارم تیر 1386
سخنانتان ضد حقیقت است برادر من!
سخنانتان ضد حقیقت است برادر من!
در حاشیه ارزیابی ابراهیم علیزاده از حزب کمونیست ایران
ابراهیم علیزاده، در اردوگاه مرکزی کومه له، در منطقه تحت سلطه اتحادیه میهنی، و در حضور اکثر کسانی که به گفته او سن شان "خوشبختانه" قد نمیدهد که در جریان تاریخ و پروسه تشکیل حزب کمونیست ایران قرار داشته باشند، ارزیابی ای سرشار از تحریف و قلب واقعیات و جعل حقایق تاریخی از حزب کمونیست ایران ارائه میدهد. در دل این ارزیابی اختیاری و لاقیدی مطلق نسبت به حقایق تاریخی و وجدان علمی، چند حکم واقعا "حماسی" هم صادر میکند. از جمله این احکام یکی این است که بنیانگذاران حزب، که در مقطع جدائی خود در سال ۹۱، همه اختیار را داشتند که هر "بلائی" که میخواهند بر سر آن حزب بیاورند، "رفتند" و در نتیجه!! تمام بحثهای مارکسیسم انقلابی، مباحث مربوط به بررسی انتقادی تجربه شکست انقلاب اکتبر و بولتن مباحثات شوروی "مال ماست"!!. چرا که زمانی لنین هم گفته بود هر مارکسیستی باید آثار پلخانف را بخواند و همه میدانند که پلخانف مدتها قبل از انقلاب اکتبر، از کمونیسم دست کشیده بود. بنابراین آثار آنوقت پلخانف دیگر به او متعلق نیست! استدلال جالبی است، نه؟ چنین استدلالی را بشریت و دنیای علم و دانش و مدنیت علیرغم دایره انکیزیسیون کلیسا، در مورد حقایق کشف علمی کشف شده توسط گالیله، که در جریان محاکمه لفظا "توبه" کرد، نپذیرفت.
ادامه مطلب
شنبه دوم تیر 1386
زندگی، و زندگانی من – بخش ۲
زندگی، و زندگانی من – بخش ۲
ادامه مطلب

