یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
جشن پایان تاریخ به روایت پسامدرنیسم دوخردادی
نوشته: "در فقدان شخصیتها، بقایای حککا کجا ایستادند"، منتشر شده در نشریه "سیاسی خبری" محفل دو سه نفره ایرج آذرین، " به پیش" شماره ۲۳، از چندین لحاظ جالب است. از این لحاظ جالب است که شخصیت اسم مستعاری "سیامک کامران"، که ظاهرا در سیر تاریخ حککا و جزئیات آن قرار دارد، در هجو "بقایای" حککا، به لومپنیسم ویرچوال روی آورده است. این "رویکرد" خصلت نمای آنها و بویژه "لیدر" محفل دو نفره بجا مانده از "بقایای مستعفیون" حککا است که مشخصه اش رنج بردن از فقدان "شهامت" سیاسی در تندپیچهای سیاسی بوده است. سیامک کامران را هیچکس نمی شناسد، اما عفونت کلام او، از فیلتر ادیتور محترم، آقای ایرج آذرین، گذشته است و با آب مطهر ادبیات فرهنگ و سنن ملی اسلامی مزین و غسل تعمید یافته است. باید جای افتخار فراوانی باشد، که ایرج آذرین پس از چند سال، پا به میدان خوشنام کارزار اسم مستعاری عبدالله مهتدی و مشاورین اش،"امین صادقی"، میگذارد. خیلی جالب است، ایرج آذرین از روی دست عبدالله مهتدی مینویسد و عبدالله مهتدی از روی دست حجاریان، نگاهی به درون حککا، و هر سه با نام مستعار و جعلی! عجب تصادفی در تاریخ روی داده است. هر سه به نحوی با "جنبش اصلاحات"، هم رابطه ای دارند. حجاریان از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی "منشعب" میشود و عبدالله مهتدی سازمان زحمتکشان را با حسرت دیالوگ با جمهوری اسلامی دو خردادی "باز سازی" میکند و ایرج آذرین به صرافت قورت دادن مستعفیون از حککا می افتد که خیال داشتند در درون حککا اپوزیسیون دوخردادی شکل بدهند. به نظر جالب نیست؟
ادامه مطلب
