آخوندی به نام " رسول جعفریان " به بهانه سالگرد ۲۲ بهمن ۵۷ مقاله ای نوشته است با عنوان: " انقلاب اسلامی، پیروزی سنت گرایان ". بالاخره به قدرت رسیدن هر جریان و رگه ای، هر اندازه مهجور و در حاشیه تاریخ و جامعه، با خود بازنویسی و تاریخ نگاری ویژه خود را هم همراه می آورد.
بخشهائی از این نوشته برای ما که میخواهند عادتمان بدهند که تاریخ را باید در بستر محدود به " خودمان " و " فرهنگ خودمان " و در چهارچوب میراثهای خودمان فهمید و هضم کرد، در عین تلخی گزنده آنها، بسیار عبرت انگیز هم هست. جوهر اصلی پیام این نوشته همین نکته است. گویا در تاریخ صد سال اخیر ایران اتفاقات و تحولاتی روی داده اند که در مصاف سنت گرائی و تجدد خواهی در دو تند پیچ تاریخ، یکی انقلاب مشروطیت در حدود صد سال پیش و دیگری " انقلاب اسلامی " در ۳۰ سال پیش، سرانجام با پیروزی سنت گرائی حلقه های یک پروسه واحد بوده اند. پروسه ای که به گفته رسول جعفریان: " البته بايد پذيرفت که جنبش مشروطه جز در سطح روشنفکران نخبه، در سمت و سوی انکار سنتها نبود. شايد هم تناقض اصلی همين بود که صورت و باطن مشروطه با هم تفاوت داشت و برای همين، به اهدافش نرسيد. قانون اساسی مشروطه بر پايه سنتگرايی نوشته شد، اما روح مشروطه ضد سنتگرايی بود. "
این " مشاهده " ملا جعفریان البته گوشه ای از یک حقیقت را نشان میدهد که بفرموده او، انقلاب مشروطه برخلاف انقلاب کبیر فرانسه: " وقتی در اروپا سال ۱۷۸۹ انقلاب فرانسه رخ داد، به رغم آن که اندکی بعد دوباره استبداد براي مدتی برگشت اما روند کلی تحول چنان بود که انقلاب دوبارهای لازم نبود. دليل آن اين بود که در همان انقلاب نخست، راه اصلي انتخاب شده بود و کسی در اصل آن ترديد نداشت ". و این گوشه از حقیقت ما را به سیر و سیاحت در زوایای دیگری از تاریخ نگاری و سیاستمداری الیت سیاسی و روشنفکری جامعه ایران در فاصله این دو " انقلاب " میبرد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد
در 10:54 |
لینک ثابت
•