تبليغاتX
ایرج فرزاد

جمعه شانزدهم فروردین 1387

زندگی، و زندگانی من – بخش ۹

 

 

زندگی، و زندگانی منبخش ۹

 

یک توضیح و تصحیح "بعد التحریر" و با تشکر بسیار از یوسف اردلان

رفیق گرامی و دوست دیرینم، یوسف اردلان، در تصحیح فاکتها، تا جائی که به گوشه هائی از زندگی و فعالیت سیاسی او؛ و مورد اشاره من مربوط است، توضیحاتی برایم نوشته است که موارد آنها را به شرح زیر وارد و به این وسیله فاکتها را تصحیح و تدقیق میکنم. این تغییرات را در متن نهائی و آماده چاپ، وارد خواهم کرد:

۱. یوسف نوشته است که او هیچگاه عضو سازمان جوانان جبهه ملی نبوده است و اتفاقا اولین دستگیری او در سال ۱۳۴۲ در رابطه با مراسم شانزده آذر اتقاق افتاده است که جبهه ملی بر لغو تظاهرات و اصرار بر عدم انجام آن تاکید داشت. یوسف در آن دوره در رابطه با "انجمن صنفی دانشگاه" فعالیت داشته است و نه جبهه ملی و یا سازمان جوانان آن.

۲. در پیوند با رابطه سیاسی با جریاناتی مثل "وحدت انقلابی" و "خط ۵ " و همسوئی سیاسی با این جریانات، یوسف وجود رابطه با فعالین سیاسی آن جریانات را دلیلی بر همسوئی با و یا دفاع از خط و گرایشی که آنان نمایندگی میکنند، نمیداند و تاکید کرده است که علیرغم آن روابط و حتی تشکیل جلسات مطالعه "مانیفست" در آن سالها با شخصی که اکنون در طیف گرایش راه کارگر است، هیچ دلیلی برای همسوئی سیاسی و تشکیلاتی نه در آنزمان و نه بعدا نیست. به نقل از یوسف، او:

"در آن زمان اتفاقا نسل ما بعد از آوار حزب توده کم کم جوانانی پیدا میشدند که در بدر سراغ سوسیالیسم و کمونیسم و....را میگرفتند وپس از سرکوبهای ۴۳ــ۴۴ کم کم این بحث پیش آمد که اکنون که دیکتاتوری هست، پس زندگی مخفی وسرانجام فعالیت مسلحانه، ولی دسته ای دیگر بر این نظر بودند زندگی علنی کار توده ای تشکیلاتی با حد اکثر مخفی کاری که همان سیاسی کاری نام گرفت که من از آن تبارم." 

۳. در رابطه با ترکیب شورای شهر سنندج و نقش اعضای آن، یوسف توضیح داده است که شورا "رئیس" نداشته است تا او رئیس آن باشد و جلیل معین افشار( جمال)، عضو علی البدل شورای شهر بوده است و نه عضو اصلی. صدیق کمانگر هم عضو شورای شهر نبوده است. اما، در مقابل نوشته است که صدیق در فاصله ۲۷ اسفند ۵۷ تا ۲ یا ۳ فروردین ۵۸ ( یعنی زمان آمدن شورای انقلاب به سنندج: رفسنجانی، بهشتی، بنی صدر و ...) در "شورای موقت انقلاب" شهر سنندج شرکت داشت که در ادامه با پیوستن و همراه با یوسف یک هیات ۵ نفره را برای تدارک انتخابات شورای شهر تشکیل دادند.

از این بابت ضمن تشکر مجدد از یوسف عزیز، بخاطر نقل غیر دقیق فاکتهائی که به زندگی و کاریر سیاسی او مربوط است، از او عذرخواهی میکنم.   ۲۳ آوریل ۲۰۰۸

...........

 

به مقطع دستگیریهای پائیز سال ۵۳ رسیده بودم و در بخش ۸ نوشتم که روز ۲۸ مهرماه سال ۵۳ هنگامی که من در سقز مشغول تدریس بودم، آقای "مهرآور"، ناظم دبیرستان به کلاس آمد و گفت در اطاق دفتر دو نفر "مهمان" منتظرت هستند. بعد از انتقال من به ساواک در خیابان ساحلی شهر سقز، و سپس رفتن به محل مسکونیم  در خیابان شهناز و بازرسی آنجا من را به ساواک برگرداندند و بعد برای انتقال به "کمیته ضدخرابکاری" ( کمیته مشترک ساواک و شهربانی که در جمهوری اسلامی به زندان توحید نامگذاری شد و پس از قتلهای بسیاری در آن، اکنون به "موزه" تبدیل کرده اند)، من را به اداره آگاهی شهربانی سقز تحویل دادند و همراه دو مامور با اتوبوس شب رو از طریق رضائیه من را به تهران منتقل کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 9:21 |  لینک ثابت   •