پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
احكام و سیاستهای کمونیستی ما "تاریخ مصرف" ندارند
سوالی در برخی دوایر سیاسی اپوزیسیون از همان اوان به قدرت خزیدن رژیم اسلامی و در دورانهای پس از سالهای بحران انقلابی در جامعه ایران، در دوران "سازندگی" و بویژه از دوران روی کار آمدن خاتمی در سال ۷۶ آمده است و چرخیده است و به نحوی هم پاسخ گرفته است. سوال این است: آیا رژیم جمهوری اسلامی و یا یکی از جناحهای آن میرود که در همین هیات اسلامی اش در بازار جهانی ادغام شود و به رژیم متعارف بورژوازی ایران برای راه انداختن چرخ اقتصادی و برون رفت از بحران اقتصادی سرمایه داری ایران تبدیل شود؟ به عبارت دیگر یکبار دیگر این سوال که مشکل جمهوری اسلامی چه در رابطه با مردم ایران و چه در رابطه با غرب؛ سیاسی است یا اقتصادی مطرح شده است و همانطور که گفتم برخی دوایر از دیر باز، لااقل از دوران دولت "سازندگی" رفسنجانی و ارائه "دکترین" او برای اجرای طرح "نیک" پاسخ را در اقتصاد یافته اند. گفتند که فلسفه دکترین رفسنجانی، و متعاقب آن تزهای "جامعه مدنی" خاتمی و "مانیفست گنجی" و تزهای حجاریان همگی مقاطعی از "جبر" و سیر "محتوم" حرکت تاریخ و تلاش بورژوازی ایران برای تبدیل کردن رژیم اسلامی به رژیم سرمایه داران سرچشمه گرفته اند. همین "تزها" و تئوریها اکنون در قالب دیگری و به عنوان خلع سلاح اپوزیسیون راست پرو غرب در ادعای اینکه رژیم اسلامی و بویژه دولت احمدی نژاد با "ناسیونالیسم اسلامی" خود، زیر پای اپوزیسیون ناسیونالیست پرو غرب را خالی کرده است مطرح و لاجرم، باز به ادعای مدافعان این سیاست دیرین تر تجدید حیات دکترین "نیک" و جامعه مدنی، رژیم اسلامی میرود که به رژیم متعارف سرمایه داری ایران تبدیل شود. بحثی که یک نقطه افتراق اساسی کمونیسم نوین ایران حول تحلیل از جایگاه جمهوری اسلامی، از همان دوران عروج این رژیم و ارزیابی از جایگاه و نقش و فلسفه وجودی "جناح"های آن، را به شکل کامل و واضح نشان داده است. و این ادعا در "رد" آن احکام که البته فعلا به بهانه "اوضاع تغییر کرده است"، شهامت ابراز وجود یافته است، تحلیل ظاهرا "جدید"ی است که این روزها ورد زبان کسانی است که قبل از اینکه تزهای خود را از هر دستگاه و سیستم فکری و تحلیل مبانی اقتصادی دنیای ما و از جمله در ایران استخراج کرده باشند، موقعیتی را از جایگاهی که خود و جریانشان در رابطه با جمهوری اسلامی و مناسبات و تقابل مردم با جمهوری اسلامی در آن قرار گرفته اند، برجسته میکند. اگر نه در تاریخ کمونیسم انقلابی و خاستگاه انقلابیون افراطی رژیم اسلامی، جمهوری اسلامی را در دوران بروبیای جنبش اصلاحات و آن هنگام که خیل چپ سنتی سابق، همگی به دهلیز "دیالوگ انتقادی" و گریز از "خشونت" و تبری از انقلاب سقوط کرده بودند، میشد با "دو نفر" هم انداخت.
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
شماره ۱۳ نشریه بستر اصلی منتشر شد
برای دریافت نشریه لطفا لینک زیر را کلیک کنید:
