جمعه چهارم مرداد 1387
زندگی در ارتجاع دوران سپری شده
اعلام فراکسیون مدافعین ضرورت فعالیت به نام کومه له، بهانه و توجیه تظاهر دگر باره پدیده هائی بود که مدتها قبل از طرح فراکسیون موعود و حتی پیش از افشای وجود اختلاف در صفوف کومه له( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)، فی الحال موجود و حتی بسیار فعال و تعرضی هم بودند. این مساله که عده ای دارای پیشینه فعالیت سابق و اسبق در صفوف کومه له، در بطن رویدادهای جنگ خلیج در سال ۹۱، و در دوران آغاز فروپاشی اردوگاه شوروی سابق، به عنوان پس قراولان پسامدرنیسم و طلبه تازه به دوران رسیده استادان دست چندم این مکتب منحط، به منبر بروند و در مورد "بحران" مارکسیسم و انحرافات و نواقص مارکس و نیز در نقش آزادیخواهانه میلیتاریسم آمریکا و کشف و بازسازی هویت حماسی قومی و ناسیونالیستی مهمل ببافند، بدون فراکسیون هم اینجا و آنجا می پلکیدند و خریداری نیافتند. مشکل اینها اکنون و با زندگی در فضای آن دوره سپری شده این است که چند فاز از تغییر و تحولات بعدی عقب ماندند و کماکان تصور کردند که دوره، دوره تشکیل ارتش های آزادیبخش قومی و دست آموز کردن جریانات شبه کنتراتهای "کنگره قومیت" ها برای "آینده ایران فدرال" است. نتوانستند مکانیسمهای تغییر روندهای سیاسی پس از پایان دوره فروپاشی بلوک سرمایه داری دولتی، که اینها هم پذیرفته بودند همان نمونه مشخص "کمونیسم" و مابه ازای پراتیک تئوریهای مارکس و لنین در "استالینیسم" و "توتالیتاریسم" و حکومت نوع چائوشسکی بوده است، را تشخیص بدهند. خیال کردند و کماکان خیال میکنند که پس از فروپاشی و تجدید تقسیم قلمرو حاکمیت سابق بلوک سرمایه داری دولتی، جهان هنوز در مراحل آغازین آزمایش دکترین "نظم نوین" قرار دارد. به همین دلیل بود که دست و پای خود را گم کردند و اعلام فراکسیون ضرورتی ها و اصرار در بیانیه آنها به حذف نام "حزب کمونیست"، به عنوان پدیده ای "بی پایه"، سیبل جدیدی را به این پدرخوانده های خط زحمتکشانی و بیرون از ضرورتی ها نشان داد تا با حمله گاز انبری به کلمه و محتوای "کمونیسم"، به محافل و دوایر خود و فریز شدگان اوهام منقضی شده دهه های قبل تسلی خاطری بدهند. فرمودند اصلا و از بنیان کومه له، سنگ کج یک "ایدئولوژی"، یعنی مارکسیسم انقلابی، "بیگانه" با زمین واقعی فعالیت خود، که ملت و ملی گرائی و خلق و سرزمین و خاک باشد، را انتخاب کرد. فعلا از این واقعیت تلخ که رهبری کومه له نتوانست و نخواست، و به نظر میرسد هنوز هم نمیخواهد، با اعتماد به نفس از تاریخ کمونیستی خود، دست کم تا مقطع جدائی سیاسی و تشکیلاتی و تئوریک کمونیسم کارگری، با سربلندی دفاع کند، میگذرم. در ادامه به آن بازخواهم گشت.
ادامه مطلب

