چهارشنبه سی ام مرداد 1387
پس قراولان ناسیونالیسم درباری
"رابطه ما با گرجستان بسیار نزدیک است و فقط این نیست که در گذشته دختران گرجی، حرمسرای شاهان ما را حرمسرای زیبارویان میکردند".
این لحن لومپنی و موهن، جملات "مفسر" گرانقدر دوایر ناسیونالیست گنده دماغ و نشان قرب و منزلتی است که انسان و جامعه و مناسبات و مراودات بین جوامع انسانی در سیر تاریخ، در این سیستم تفکر ناسیونالیسم عظمت طلبانه ایرانی، دارد. در همان حال این جملات، وصف حال و بیانگر سطح مدنی و میزان نزاکت سیاسی گوینده آن، جناب علیرضا نوریزاده است که به بهانه اتفاقات جاری در گرجستان، بدون ملاحظه و کمترین احساس شرم، در تماس مستقیم از شبکه تلویزیونی صدای آمریکا بیان شده است. اینکه ایشان در برنامه موسوم به "دو روز اول" بخش فارسی صدای آمریکا در ۱۶ اوت، بار دیگر در مقام یک ژورنالیست اجیر فی سبیل اله دولت بوش، به منبر برود و از سکوت "آیات عظام" در رابطه با تجاوز "روسها" به نوامیس "بانوان مسلمان" چچن حیرت زده شود، البته از ویژگیهای بنگاه محقری است که جناب "دکتر" در سایه مرحمت حکومتهای محافظه کار و راست بریتانیا و آمریکا، دایر فرموده اند. اما جناب نوریزاده، مثل هر ژورنالیست دیگری "اصل و نسب"ی دارد که هیچگاه آنرا فراموش نمیکند و یا به عبارت بهتر هر تحول و رویداد و اتفاقی را چه در سطح جامعه ایران و چه خارج از آن با رجعت به این ریشه و هویت، ارزیابی و تفسیر؛ و اطلاعات و "دانش" خود را تتمه آن میکند و به "هم میهنان" "سرزمین پدری" تحویل میدهد.
ادامه مطلب
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
امپریالیسم، و کمونیسم کلیشه پرداز
سیر تحولات سیاسی، طبقاتی و اجتماعی جامعه ایران از مقطع انقلاب مشروطه به این سو، در جدال گرایشات مهمتر اجتماعی که خود آئینه مصاف طبقات و آرمانها و تئوری های این طبقات را نمایندگی میکند، بیانی روشن تر بخود گرفته اند. انقلاب مشروطه، تئوری و منشا الهام خود را نه در نتیجه امتداد و سیر خطی تکامل جامعه ایران از عهد ساسانیان و هخامنشیان و سیاه جامگان و سامانیان و خسرو پرویز و اساطیر شاهنامه و منشور و کتیبه "کورش هخامنشی "، که از غرب و از افکار و آرمان تجددخواهی غرب و انقلاب کبیر فرانسه و در برابر سیستم ملوک الطوایفی و خانخانی موجود، از "ایده" و فکر و آرمان "یک دولت، یک قانون" و یا به تعبیر امروزی تلاش برای تشکیل "دولت ملت" و اداره جامعه بر اساس "قانون" و پارلمان بر گرفته بود. این مساله که سرانجام "ملت ایران" هم به جرگه کشورهای دارای پارلمان و صنعت ملی خود و قانون واحد خود درآید، جوهر و خمیر مایه و انگیزه شکل گیری احزاب و نهادها و کانونهای فکری و ادبی و هنری جامعه ایران از همان دوران بوده است. علل و دلایل پایه ای ریشه دار بودن و تداوم سلطه این آرمان بر الیت سیاسی و روشنفکران تحصیلکرده جامعه ایران، در برآورد نشدن آرزوی دیرین یک ایران صنعتی و پیشرفته و در عین حال "مستقل" از نظر سیاسی است. آرمانهای الیت روشنفکری جامعه ایران با انقلاب مشروطه در دایره نوستالژیک این الیت باقی ماند و انقلاب مشروطه در دوره کوتاه و مستعجل پس زدن روایت مشروعه طلبی، و اسلاف واقعی فدائیان اسلام و خمینی و آل احمد و شریعتی، در نهایت از در سازش با اسلام و مذهب درآمد و مذهب و اسلام را به عنوان بخشی از "فرهنگ" جامعه "سنتی" ایران وارد قانونگزاری و تعاریف منزلت حقوقی شهروندان کرد. انقلاب مشروطه به این ترتیب در پراتیک افکار و گرایشات تجدد خواهی غرب و آرمانهای انقلاب کبیر فرانسه، ناکام ماند. اما این ناکامی و تعرض اسلام و مذهب تا سطح قانون اساسی و متمم قانون اساسی، با پیشروی خزنده گرایشات فئودالی دوران گذشته، یعنی قانونی کردن "مذهب رسمی"، و به قدرت رسیدن سلطنتی که این محافظه کاری و مشروعه زدگی و حشر و نشر و سازش و مماشات با نهادهای اسلامی را در نهادهای اداری و نظامی نهادینه کرده بود، با تحولات زیر و رو کننده بین المللی منطبق شد و بر بستر این تحولات قرار گرفت. این موقعیت اسلام زدگی حکومت های پهلوی، در عین حال زمینه مشترک اعتراض به جوانب "فاسد و غربی" حکومت این "دودمان" را در میان "اپوزیسیون" ضدسلطنتی و ضد درباری باقی گذاشت.
ادامه مطلب

