تبليغاتX
ایرج فرزاد

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

شماره ۷ نشریه کانون کمونیسم منتشر شد

 

برای دریافت نشریه، لینک زیر را کلیک کنید:

http://www.iraj-farzad.com/kanoone7.pdf

نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 22:39 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

اتوپی یا نوستالژی

توضیح بر تجدید انتشار این نوشته

 مقاله اتوپی یا نوستالژی، جایگاه "انقلاب" در سیاستهای حاکم بر چپ، را من در دو بخش در تاریخ های ۳۰ آوریل و اول ژوئیه ۲۰۰۷ در نشریه خود، "بستر اصلی" منتشر کردم.

 تحولات برق آسائی که دو جریان حزب کمونیست کارگری ایران و حزب حکمتیست با هژمونی تزها و سیاستهای حمید تقوائی و کورش مدرسی از سر گذرانده اند، به طرز اعجاب انگیزی تباین سیاستهای حاکم بر این دو "حزب" را با مبانی مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری به جلو صحنه رانده است. احزابی که متکی بر "مقولات"ی فلسفی - انتزاعی چون "قدرت دوگانه" و "جنبش سرنگونی"، قطعنامه و منشور تدوین کرده و میکنند و دقیقا به دلیل نامربوط بودن آن مقولات مورد بحث در دوایر درونی به مسائل واقعی سیاست در جامعه ایران، یا کلا آنرا یکبار مصرفی قلمداد کرده و آنرا از دستور خارج میکنند و یا به صرف تهیه یک قطعنامه در یک جلسه خودی، و دایر کردن یک تلویزیون ماهواره ای در کنار صدها کانال دیگر توسط اپوزیسیون، در دنیای مجازی سیاست مدعی "دوگانه" بودن قدرت سیاسی در جامعه ایران شده اند! من در نوشته ای که میخوانید به زندگی در عوالم نوستالژیک چپ ۵۷ی توسط این جریانات اشاره کرده ام و توضیح داده ام که مسائل مورد بحثی که تحت عنوان "انقلاب ایران و وظایف کمونیستها"( تز کورش مدرسی) و یا "حزب و انقلاب"( تزهای حمید تقوائی) فرموله شده اند، پیش تر و در مقاطع مختلف دوران مارکسیسم انقلابی، کنگره اول اتحاد مبارزان کمونیست و پلنوم نهم حزب کمونیست کارگری و سمینارهای مبانی کمونیسم کارگری و مباحث انجمن مارکس، منحصرا و تماما از جانب منصور حکمت، مورد بررسی انتقادی قرار گرفته بودند و بنیانهای سیاسی و فلسفی و اجتماعی و طبقاتی آنها به عنوان بقایای بستر گرایش ناسیونالیسم چپ و چپ ۵۷ی و سوسیالیسم خلقی، از دایره تفکر و تعقل و سیاست و تحزب کمونیسم کارگری به سنگرهای "سکوت" و یا همراهی مصلحت آمیز در مقاومتهای یک گرایش مارژینال و حاشیه ای، اما جان سخت و "سنت دار"در بستر کمونیسم نوین ایران رانده شدند. مرگ منصور حکمت و معماری تکه پاره کردن تحزب کمونیسم کارگری توسط مدافعان و تئوریسینهای همین انواع سوسیالیسمهای حاشیه ای، فرصت تحرک و تجدید حیات آنها را فراهم کرد. سیر "فعال" شدن گرایشاتی که در مواجهه با تحکیم مبانی کمونیسم کارگری طی نزدیک به سی سال، همواره حاشیه ای بوده اند، برای هر کس که تاریخ کمونیسم نوین ایران را در یک پروسه بسیار پیچیده و سرشار از جنگ و جدالهای سیاسی و تئوریک و در کل ادبیات مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری قرار میدهد، قابل توضیح است. نتیجه واقعی این دو روی سیاست چپ ۵۷ی یا از گذر از "انقلاب ایران و وظایف کمونیستها" به "جنبش سرنگونی" و سپس "شکست" این جنبش و فراخوان به بازگشت به دوران "متعارف" خود سازی و حفظ نیرو سر درآورد؛ و یا در فضای مجازی سیاست و انقلاب و قدرت دوگانه، به صرف "حرف"زدن و قطعنامه آوردن برای این "قدرت دوم" موهوم و مجازی  در صفحه چت و گپ اینترنتی و تلویزیون ماهواره ای، صرفا از روی تجلیل و سرمستی از تصویر خود ، به فضای دروغینی که خود فریبی و رضا و تسلیم دسته جمعی به این فضای درونی فراهم کرده است، منجر شده است. این آناکرونیسم و تکرار سوداهای کمونیسم به حاشیه پرتاب شده در شرایطی که آن جاذبه و اتوریته سیاسی و معنوی کمونیسم کارگری با سازماندهی تکه پاره کردن تحزب کمونیسم کارگری را از صحنه سیاست ایران محو کردند و سایه ابهام سنگینی بر آن گستراندند، دیگر آزار دهنده است.

 انتشار مجدد این مقاله خود را دعوتی به تعمق در فلسفه میداندار شدن گرایشات مارژینال در بستر کمونیسم سی سال اخیر جامعه ایران میدانم. رنسانس کمونیسم کارگری بدون یک تقابل انتقادی و سلبی با این نوع غیر کمونیسم های کارگری، متصور نیست.

 ایرج فرزاد نیمه اول دسامبر ۲۰۰۸


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 22:37 |  لینک ثابت   •