دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
جنجال بازندگان
هیاهو و جنجال و جنگ تبلیغاتی که بین محفل آذرین مقدم از یکطرف؛ و رهبری حزب حکمتیست براه افتاده است، فلسفه و توضیح دیگر و جبهه سومی دارد. ظاهر مساله این است که دسته اول وارد کار پلیسی شده اند و در این رابطه کومه له را هم به سوی خود کشیده اند و دسته دوم هم از سر "دلسوزی" برای حفظ موقعیت سیاسی کومه له، نمیخواهند این سازمان سیاسی به "شاخه سازمان اطلاعات در اپوزیسیون"، تبدیل شود!
سوال واقعی این است که چگونه است که این محفل دو نفره در آوریل سال ۱۹۹۹ با اینکه حدود صد نفر از اعضا و کادرهای حزب کمونیست کارگری به کمپین استعفای آنان پاسخ دادند، نتوانستند در ایجاد یک فراکسیون و اپوزیسیون دو خردادی کاری از پیش ببرند، اما امروز این اندازه در برابر حزب حکمتیست قدرتمند شده اند؟ چرخش ادعائی کومه له به طرف "کار پلیسی" این دستپاچگی را توضیح نمیدهد. یک حزب سیاسی انقلابی، اگر سیاسی و انقلابی باشد، در مواجهه با مخالف سیاسی خود، بویژه آنگاه که در بدترین حالت به کار پلیسی ادعائی در غلطیده است، نقاط ضربه پذیر و منافذ نفوذ پلیس را با اقدامات تشکیلاتی و تغییرات سازمانی پاسخ میدهد. اینها از الفبای هر حزب سیاسی کمونیستی و انقلابی است که با اختناق و دیکتاتوری و پلیس سیاسی و شکنجه و اقرار گیری و تربیت عوامل نفوذی، درگیر است. افشاگری و براه انداختن هیاهو بر سر مساله ای که رهبری حکمتیست هم مدعی است، پلیسی است، نشان این است که یا اینها تازه واردهای سیاسی اند و یا اصلا زمین واقعی فعالیت خود را نه مصافی سیاسی با یک رژیم با اینهمه سابقه قتل و کشتار و دارای دستگاههای پیچیده امنیتی، که محیط غیر واقعی دنیای مجازی اینترنت تعریف کرده اند. به نظر میرسد علیرغم اطلاع و حتی دخالت خود در رویاروئیهای خونین با سیستم نظامی و امنیتی رژیم اسلامی، خود را در مورد این واقعیت به تجاهل میزنند که یک جریان انقلابی و سرنگونی طلب، همواره باید آماده پوچ کردن سیاستهای نفوذ پلیس سیاسی و تدوین و اجرای پاتکهای اطلاعاتی باشد. چنین دست و پاچلفتی و هیاهو براه انداختن مساله را از جنبه معرفتی فراتر میبرد.
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
شماره ۹ نشریه کانون دفاع از کمونیسم، منتشر شد
برای دریافت نشریه، لینک زیر را کلیک کنید:

