تبليغاتX
ایرج فرزاد

سه شنبه سیزدهم اسفند 1387

گلهائی به پای سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، در گرامیداشت هشت مارس

 

این روزها، در ۳۰ بهمن، ما شاهد اجرای حکم شلاق برای "سوسن رازانی" و "شیوا خیرآبادی" در زندان سنندج و با حکم "دادگاه جزائی"  بودیم.

"جرم" سوسن رازانی و شیوا خیر آبادی، شرکت در برپائی مراسم اول مه بود و "جزای" آنان تازیانه و شلاق دادگاه های جنبش و حرکت اسلام سیاسی. جرم مشترکی که امسال در آستانه روز جهانی زن و سال گذشته در آستانه اول مه در مورد چند کارگر دیگر در سنندج به اجرا درآمد. ضربات شلاق حکومت لومپنیسم اسلامی بر پیکر دو زن، دو کارگر و در شهری اتفاق افتاد که مردم و کمونیستهای انقلابی آن در مصاف با جمهوری اسلامی و ارتجاع سنی گری و مکتب قرآن و کل ذخائر و انبان سنتی و منبع تغذیه ناسیونالیسم کرد، سوسیالیسم  را پاس داشته اند. در این شهر سوسیالیسم  نه تنها به عنوان یک آرمان و سیستم فکری و عقیدتی، که همجون نیرو و قدرتی سیاسی، در هیات شخصیتها و انبوه انسانهای مبارز و واقعی، در مصافهای بزرگ و نبردها و مقاومتهای حماسی، در معرض انتخاب و روی آوری توده مردم به آن قرار گرفت. چرخش تازیانه بر فعالین کارگر و زن در این شهر، درست در آستانه روز جهانی زن، تلاشی برای انتقامجوئی از این نیروی جاذبه سوسیالیسم و توهم در به زانو درآوردن سنت آن جنبش سیاسی است که منشا قدرت خود را از جنبش اعتراض طبقه کارگر علیه بردگی مزدی گرفته است. جنبشی که پرچم و تصویر مارکس را در سی سال اخیر تحولات منطقه، به معادلات سیاسی وارد کرده است. سوال این است که چه عواملی، و در نتیجه کدامین تحولات، چاقوکشهای اسلامی را تحریک کرده است که ضربات انتقام از این مرکز جاذبه سیاسی را در این مقطع بر جسم و روح دو زن کارگر فرود آورند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایرج فرزاد در 22:29 |  لینک ثابت   •