شنبه دوم خرداد 1388
متن تایپ شده دست نویس نامه منصور حکمت به رفیق تقی
نامه به رفیق تقی*
تقی عزیزم باسلام و آرزوی پیروزی برای همه شما رفقای سخت کوش و گرامی آنجا.
این نامه را پس از خواندن (دوباره) نامه ات ، قبل از شنیدن نوار، بعد از آمدن امیر و عبدالله و قبل از
شنیدن درست و حسابی حرف های آنها و بعد از شنیدن برخی نکات جسته و گریخته می نویسم .علت هم اینست که نمی توانم یک نامه مفصل را تماماً در لحظه آخر بنویسم و باید زودتر آن بخش هایی از آن را که تاریخ مصرف نمی خواهد زودتر آماده کنم .
صحبت زیاد دارم بنابراین بدون مقدمه وارد اصل مطالب می شوم.
ادامه مطلب
شنبه دوم خرداد 1388
متن تایپ شده نامه منصور حکمت به ابراهیم علیزاده
نامه به رفیق ابراهیم علیزاده*
سيد ابراهيم عزيز٬ بازهم سلام و آرزوى موفقيت. فكر كردم بد نباشد به بعضى نكات در يك نامه خصوصى اشاراتى بكنم٬ بلكه تو هم در فرصتى در اين زمينه ها نظراتت را برايمان بنويسى.
١- در حاشيه پلنوم به اين نتيجه رسيدم (بعد از حدود دو سال كلنجار رفتن و ايده هاى مختلف را آزمودن) كه بايد آخرين رمق هاى خودم را جمع كنم و چند ماهى پا پيش بگذارم بلكه به فعال شدن رفقاى ديگرى كمك كرده باشم.
ادامه مطلب
شنبه دوم خرداد 1388
کمونیسم و طبقه، ناسیونالیسم چپ و خلق
این سوال را باید به دقت بررسی کرد و به آن جوابی داد: بر اساس کدام زمینه های اجتماعی و مادی و تاریخی، مقوله "خلق" وارد ادبیات "چپ" و حتی کمونیسم ایران شد؟ چه عواملی موجب شدند که "کمونیسم" ایران در فاصله سالهای پس از کودتای ۳۲ تا نقطه تحول برآمدهای اجتماعی در سالهای ۵۶ و ۵۷، در اوضاع "داده"، به یک "انتقال اجتماعی" از طبقه به خلق، دست بزند؟ چه فاکتورهای اجتماعی و مادی ای موجب شدند تا روشنفکران انقلابی این دوره جاذبه پرقدرت ماتریالیسم پراتیک را به نفع امپیریسم و الگوسازی نادیده بگیرند و نیروی محرکه حرکت تاریخ را از "مبارزه طبقات"، به مقولات موهوم "نبرد خلق با رژیمهای عروسکی امپریالیسم" تغییر بدهند؟ چه عوامل مادی و اجتماعی و کدامین مکانیسمهای فکری گرایشات اجتماعی موجب شدند تا علیرغم پر وزن تر شدن طبقه کارگر صنعت مدرن از نظر سیاسی و اقتصادی طی این سالها، آرمان ایجاد یک کشور صنعتی و یک "سرمایه داری غیر وابسته" و مشروطه خواهی الیت روشنفکری اوائل قرن، سرنوشت "کمونیسم" اواخر قرن را رقم بزند؟ چرا "غرب زدگی" آل احمد و "اگر مارکس و پاپ نبودند" شریعتی و روضه خوانیهای حسینیه ارشاد، در ذهنیت این کمونیسم، پر جاذبه تر و واقعی تر و "عملی" تر از کاپیتال و نقد تزهای فوئر باخ و مانیفست است؟ تفاوت پایگاه "جنبشی" چپ که در مقطع پس از سال ۳۲ تا انقلاب ۵۷ "کمونیسم" ایران را نمایندگی میکردند با کمونیسم دوره قبل از خود چه بود و سطح دانش و بافت تحصیلکردگانی که نمایندگی روشنفکری و "تئوریک" این کمونیسم را داشتند و ادبیات آنها با دوره قبل خود چه تفاوتهائی داشت؟ چرا گارد این کمونیسم در برابر اسلام سیاسی و تقابل ارتجاعی حوزه های "علمیه" و لشکر آیت الله ها و طلبه ها با اصلاحات ارضی و در برابر "خطر فساد" غربی تر شدن جامعه ایران طی این سالها، باز است و سوسیالیسم خلقی، حتی از نظر فرهنگی، علیرغم تحول جامعه، در باور خرافی به شرق زدگی و اسلام زدگی، به قهقرا میرود؟
ادامه مطلب
