<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> ایرج فرزاد</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 Dec 2009 18:28:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مصاحبه با رادیو سپهر، سوم دسامبر</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A name=&apos;000301
      &quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;font color=&apos; #990000=&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;در این گفتگو، در پاسخ به سوال هفته قبل یک شنونده، به پایه های متفاوت &quot;اسلام سیاسی&quot; با &quot;حکومت دینی&quot; و تفاوت بنیادی با حکومت مذهب در دوران قرون وسطی اشاره شد. اگر مذهب مسیحیت در مکانیسمهای تولید سرمایه داری و در مناسبات سیاسی و فرهنگی آن هضم شده است، اسلام سیاسی و مشخصا رژیم جمهوری اسلامی نه در چنین موقعیتی است و نه از چنین ظرفیتی در شکل مشخص و در بستر سیر عروج و تحکیم آن در قدرت سیاسی، برخوردار است. بنابراین تنزل دادن تقابل با این رژیم به عنوان نماینده یک سری &quot;عقاید&quot; دینی و اسلامی و انتظار &quot;تعامل&quot; در عرصه &quot;اندیشه&quot; را از اسلام سیاسی داشتن، توهم است. از طرف دیگر در رابطه با سوال این شنونده که &quot;اسلام در تاریخ ۱۳۰۰ ایران، هویت ساز&quot; بوده است، نه با فاکتهای تاریخی و نه با کارنامه عملی رژیم اسلامی در سی سال اخیر و نه حتی با سیر تاریخ مبارزه تجدد طلبی با &quot;مشروعه گری&quot; اسلامیون و نه در رابطه با سیر تعمیق تحولات اقتصادی و سیاسی جامعه ایران همخوانی ندارد. اسلام به عنوان &quot;دین جدید&quot; در عربستان زمانی غروج کرد که سیر و سطح &quot;حاکمیت مستقر و غیر تخته قاپو&quot; در ایران و در اکثر کشورهائی که زیر حمله اسلام قرار گرفتند. در سطحی بالاتر و پیشرفته تر از سطح مناسبات تولید اجتماعی در شبه جزیره عربستان قرار داشتند. اکثر بقایای &quot;تمدن&quot; ها و  زیر بنای آن چیزی که ناسیونالیسم ایرانی به عنوان &quot; فرهنگ و یا فکر ایرانی&quot; نام میبرد در حمله اسلام کلا مضمحل و ریشه کن شدند. بنابراین حکم اسلام : &quot;هویت ساز بوده است&quot; نه تنها در برخورد با حقایق تاریخی کاملا عکس آن بوده است، بلکه اسلام &quot;تخریب&quot; کننده آنچه بوده است که به عنوان ریشه تاریخی ناسیونالیسم و فرهنگ ایرانی از آن نام میبرند. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;برای شنیدن این گفتگو، لینک زیر را کلیک کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091203.wma&quot;&gt;http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091203.wma&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 18:28:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه مارکس به آبراهام لینکلن</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;به آبراهام لینکلن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا*&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;جناب!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ما به مردم آمریکا برای انتخاب مجدد شما با یک اکثریت بزرگ، تبریک میگوئیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اگر انتخاب شما در دور اول انتخابات ریاست جمهوری مرهون اعلام اراده برای مقاومت در برابر قدرت برده داری بود، رمز پیروزی شما در دور دوم فریاد ظفرنمون مرگ بر برده داری است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; با آغاز جدال  و کشمکش در آمریکای پهناور و عظیم (جنگ داخلی)، طبقه کارگر اروپا از روی غریزه طبقاتی اش دریافت که پرچم غرق در ستاره های آمریکا، سرنوشت آنها را با خود حمل میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا واقعا رقابت و جدال بر سر مناطقی که کلید جنگ داخلی را زد، بر سر این نبود که آن مناطق بکر و وسیع که با کار کارگران مهاجر و به فحشا و تن فروشی کشیده شده، دایر شده بود، زیر مهمیز و چکمه برده داران قرار گیرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; وقتی اولیگارشی برده داران ۳۰۰ هزار برده بخود جرات دادند که در سالنامه ها &quot;برده داری&quot; را به عنوان شعار &quot;سرکشی مسلحانه&quot; علیه آرمان و ایده برقراری یک جمهوری دمکراتیک در صد سال قبل وارد کنند؛ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آن هنگام که تاثیرات &quot;اعلامیه حقوق بشر&quot; به عروج انقلاب قرن هیجدهم سرایت کرد و بانیان این &quot;تمرد مسلحانه&quot; ضدانقلاب با شادمانی رذیلانه و درهیات یک یورش سیستماتیک فریاد زدند که &quot;ایده ای که قریب به صد سال پیش به شکل مصوبه قانونی در آمده بود، منسوخ و کهنه&quot; است و با  اعلام اینکه &quot;برده داری یک نهاد پایه ای سود و سود آوری است&quot; و به این ترتیب در حقیقت گرهگاه اساسی اصلی معضل &quot;رابطه کار و سرمایه&quot; را در معرض نظاره همگان گذاشت؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آن هنگام که این گردنگشان حریصانه و با ولع فریاد برآوردند که &quot;مالکیت&quot; در &quot;ذات بشر&quot;، &quot;سنگ بنا و شالوده نظم نوین است&quot;، آنگاه و فقط آنگاه بود که طبقه کارگر اروپا، حتی بسیار قبل از اینکه طبقات بالای محافظه کار و مرتجع اشراف فئودال غرولندهای نومیدانه خود را در این مورد آغاز کند، فهمید و درک کرد که &quot;سرکشی برده داران&quot; و &quot;شورش&quot; آنها زنگ خطر شروع جنگ و جهاد مقدس مالکیت علیه اردوی کار است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; طبقه کارگر اوپا متوجه شد که همه امیدهایشان برای آینده و حتی دستاوردهای گذشته شان در آن کشمکش عظیم در آنسوی اقیانوس، در معرض تهدیدی جدی قرار گرفته است. اینجا بود که طبقه کارگر در اکثر نقاط اروپا بی صبرانه با حمل مشقاتی که با &quot;بحران پنبه&quot; بر آنها تحمیل شده بود، با حرارت و اشتیاق علیه دخالتهای مدافعان برده داری، این تاراجگران رفاه و حق معاش و زیست طبقه کارگر، به مبارزه برخاستند و با قربانی دادنها و اهدای خون خود، سهم شان را در این پیکار تعیین کننده و عادلانه، ادا کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; و این درست در شرایطی بود که طبقه کارگر، این نیروهای واقعی قدرت سیاسی در &quot;شمال&quot;، قبل از سیاه پوستان برده اجازه دادند که در یک خودفریبی به نظام بردگی خود را تسلیم کنند و وجدان خویش را با این خرافه تسکین بدهند که با لافزنی اعلام کنند که کارگران سفید پوست از آن امتیاز ویژه برخوردار شدند که خود را به اربابانی بفروشند که خود &quot;حق&quot; &quot;انتخاب&quot; شان را داشته اند. به این ترتیب کارگران سفید پوست قادر نشدند به آزادی واقعی طبقه کارگر برسند و با هم طبقه ای های خود در اروپا در مبارزه برای رهائی، همبستگی برقرار کنند. اما، خوشبختانه، این مانع بزرگ و این نقطه نقصان خورد کننده، در امواج دریای سرخ و خونین جنگ داخلی، جارو شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; طبقه کارگر اروپا اطمینان دارد که همانطور که &quot;جنگ استقلال&quot; آمریکا دوران جدیدی را برای عروج طبقه متوسط گشود، به همین ترتیب &quot;جنگ آمریکائی ها علیه برده داری&quot; همان نقش را برای طبقه او دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این طبقه آگاه است که جنگ علیه برده داری  در سرزمین &quot;آبراهام لینکلن&quot;، این فرزند مصمم طبقه کارگر در راس مبارزه مردم اش برای گسست زنجیر بردگی، طلایه نبردهای آتی طبقه خود او برای بازسازی نظم جهان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;نوشته شده توسط مارکس در فاصله ۱۲ تا ۲۹ نوامبر سال ۱۸۶۴&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-------------------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;*. این متن از نسخه انگلیسی نامه و منتشر شده در منتخب آثار سه جلدی مارکس و انگلس، انتشارات پروگرس، چاپ پنجم، ۱۹۸۵، توسط ایرج فرزاد ترجمه شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 21:19:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شماره ۱۶ نشریه کانون دفاع از کمونیسم، منتشر شد</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000099 size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برای دریافت نشریه، لینک زیر را کلیک کنید:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iraj-farzad.com/kanoone16.pdf&quot;&gt;http://www.iraj-farzad.com/kanoone16.pdf&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 21:15:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۶ نوامبر</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;A name=&apos;000298
      &quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;font color=&apos; #990000=&quot;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;تلاش و نتیجه ۱۰ سال تحقیق در مورد کشف زندگی موجودات دریائی در عمق ۵ کیلومتری قعر اقیانوس ها، و کانتراست وجود ۱ میلیارد انسان در معرض مرگ از خطر گرسنگی، نه در اعماق اقیانوسها که در برابر چشمان حیرت زده ما بر سطح کره زمین، گوشه هائی از این تناقض در ایران: مهدی هاشمی از تخم و ترکه های آیت اله رفسنجانی، در رد اتهامات از خود و نامه به دادستان گفته است او عامل خیلی پیشرفتها بوده است از جمله ایجاد دانشگاههای اسلامی در ۱۲ کشور، منجمله در لبنان، زنگبار و آکسفورد انگلستان. درست در همان حال که ما با پدیده کودکان زباله روبروئیم و یا کودکان خرد سال گل فروش در مسیر و اطراف قبرستانها روبروئیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;نکته دیگر در بحث امروز اشاره به کمیسیون تحقیق در انگلستان و پیرامون جنگ با عراق از سال ۹۱ به بعد بود که در آن اعلام شده است دولت بریتانیا قصد &quot;تغییر رفتار&quot; دولت بعث را داشت اما عملا به دنباله رو سیاست &quot;رژیم چینج&quot; بوش تبدیل شد. یک جامعه را زیر و رو کردند، شیرازه مدنی و اقتصادی اش را ویران کردند، مردم را کشتار کردند و تعدادی از سربازان و مردم انگلستان را به قتلگاه فرستادند، الان در کمیسیون تحقیق میگویند: &quot;ببخشید&quot;! همانظور که پس از مرگ نزدیک به ۱ میلیلون کودک در عراق پس از سیاست &quot;تحریم&quot; در پی جنگ خلیج در سال ۹۱ گفتند و نوشتند و مستند تلویزیونی تهیه کردند که آن دخالتگری های نظامی عواقب جنایتکارانه  و ضد انسانی داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#3300ff size=5 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;برای شنیدن این گفتگو، لینک زیر را کلیک کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; color=#000000 face=Tahoma 400=&quot;&quot; font-weight:=&quot;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091126.wma&quot;&gt;http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad091126.wma&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 22:21:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکاتی پیرامون &quot;جمهوری انسانی&quot;</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اخیرا در ادبیات حزب کمونیست کارگری ایران، شعارهائی با عناوین حکومت انسانی، جمهوری انسانی و یا آزادی برابری، انسانیت، و یا &quot;انقلاب انسانی، حکومت انسانی&quot; مطرح شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ایراد و اشکال طرح چنین شعارهائی فقط این نیست که بدون اینکه حاصل یک جدل و بحث سیاسی و فکری و یا تقابل مواضع موافق و مخالف بر سر قطعنامه یا مصوبه ای حول این شعارها باشد، طرح شده اند. ایراد حتی در صرف طرح این شعار به عنوان شعار &quot;جدید&quot;ی که هر حزب سیاسی در مقاطع مختلف ممکن است از بطن مبارزات جاری مردم اقتباس کند و آنها را  طرح کند، نیز نیست. این شعار ضمیمه و گاه آلترناتیو شعار استراتژیک تری است که مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری، در شعارهای آزادی، برابری، حکومت کارگری و یا &quot;زنده باد جمهوری سوسیالیستی&quot; بر سر محتوای آنها بحثها و جدلهای عمیقی با انواع کمونیسم های بورژوائی و خورده بورژوائی و سوسیالیسم خلقی داشته است و &quot;فتح و ثبت شده&quot; پشت سر گداشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما از سوی دیگر، طرح این شعار بهیچوجه به  این معنی نیست، یا دستکم از منظر من چنین به نظر میرسد، که گویا یک شعار قدری عام تر، حکومت کارگری یا جمهوری سوسیالیستی، متعین تر و مشخص تر و ملوس تر و &quot;قابل فهم&quot; تر و در نتیجه &quot;توده ای&quot; تر شده است. بنابراین پیشاپیش تکلیفم را با این تعبیر ساده اندیشانه که مگر سوسیالیسم، انسانی نیست و یا اینکه حکومت کارگری مگر هدف امحا و زوال دولت را در دورنمای خود ندارد و پس محتوای حکومت کارگری، چه بسا عمیقتر، &quot;انسانی&quot; است، روشن کرده ام. از نظر من جایگزینی جمهوری سوسیالیستی یا حکومت کارگری با حکومت انسانی، و یا حتی مترادف و موازی کردن آنها، بهیچوجه متعین تر کردن و یا مشخص تر کردن یک شعار عام و استراتژیک نیست. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 20:49:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مروری دیگر بر اکتبر ۱۹۱۷</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-212.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تحلیل علل شکست انقلاب اکتبر، پس از گذشت ۹۲ سال هم آسان است و هم سخت. آسان است به این دلیل که نقد علل آن شکست، مدتها قبل از فروپاشی &quot;اردوگاه&quot; شوروی سابق، از زوایای گوناگونی انجام شده بود و مارکسیسم انقلابی و منصور حکمت با عبور از مرزهای نقد &quot;دموکراتیک&quot;، که از جمله از طرف بتلهایم، سویزی، پل باران، تونی کلیف و مندل و نشریه مانتلی ریویو و در سطحی عمومی تر از جانب ترتسکیستها و دیگران انجام شده بود، زاویه نگرش راهگشائی را در مقابل جنبش کمونیستی باز کرد. در مقابل این &quot;ناممکن&quot; ها که انقلاب سوسیالیستی در &quot;یک کشور&quot; قابل انجام است و یا اینکه لازمه و پیش شرط انقلاب سوسیالیستی در درجه اول و در مرحله و &quot;فاز اول سوسیالیسم&quot;، پیشرفت &quot;نیروهای مولده&quot; و یا زیر ساخت &quot;صنایع مادر&quot; است، این نقد سوسیالیستی جدال و بحث را به جدال بین دو نوع از سوسیالیسم، سوسیالیسم کارگری و سوسیالیسم بورژوائی کشاند. به این نکته بازخواهم گشت.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 02:14:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=212</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-212.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخ، و &quot;پژوهش&quot; جنایتکاران حرفه ای</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این روزها، &quot;موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی&quot; وابسته به نهادهای امنیتی رژیم اسلامی، &quot;جلد اول&quot; کتابی را تحت عنوان &quot;چریکهای فدائی خلق از نخستین کنشها تا بهمن ۱۳۵۷&quot; به &quot;قلم&quot; فردی تحت نام &quot;محمود نادری&quot; منتشر کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسیاری از کسانی که زمانی دستی در جنبش فدائی داشتند، در باره این کتاب &quot;پژوهشی&quot; و تصویرسازیهای کاملا نقشه مند و آگاهانه نهادهای امنیتی رژیم، اظهار نظر کرده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من در اینجا به عنوان کسی که در همان سالهای اولیه عروج جریان فدائی، با نظرات و &quot;مشی&quot; حاکم بر آن موافق نبودم، قصد دارم هدف سیاسی ای را که پشت انتشار این کتاب قرار دارد، در معرض دید همگان قرار بدهم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 00:01:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;پايان&quot; يا  گسست؟</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;آوات شریفی، داریوش نیکنام، عبداله شریفی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مدتى قبل، خبر انتشار &quot;کتاب&quot;، &quot;پایان حزب کمونیست کارگری&quot; توسط محمد جعفری از کادرهای حزب موسوم به &quot;حکمتیست&quot;، همراه با آژيتاسيون غريبى در سايت هاى متعلق به اين حزب به اطلاع عموم رسيد۔&lt;/P&gt;ظاهر مساله این است که کتاب &quot;پایان حزب کمونیست کارگری&quot; توسط محمد جعفری نوشته شده است۔ اما اگر فقط مبنا را عنوان كتاب، يعنى همين چهار كلمه &quot;پايان حزب كمونيست كارگرى&quot; بگيريم، متوجه ميشويم كه انتخاب اين تيتر گوياى پلاتفرم و فلسفه وجودی پيامى است كه قرار است اين حزب از طريق و بزبان توده تشكيلاتى به بيرون از خود برساند۔</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 18:19:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شماره ۱۵ نشریه کانون دفاع از کمونیسم منتشر شد</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000099 size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برای دریافت نشریه، لطفا لینک زیر را کلیک کنید:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iraj-farzad.com/kanoone15.pdf&quot;&gt;http://www.iraj-farzad.com/kanoone15.pdf&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 18:10:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در دو سوی &quot;دیوار ندبه&quot;</title>
<link>http://iraj-f.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، یک روز پس از احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. من در اینجا قصد دارم مهمترین نکات این نطق را مورد یک بررسی انتقادی قرار بدهم. اما در این رابطه یک مشکل دارم و به ناچار باید قبل از اینکه حرفهای اثباتیم را در باره محتوای سخنرانی نتایاهو بنویسم، با برخی پیشداوریها، برخی از احکام ردیه و برخی مواضع که به هر انتقاد از دولت اسرائیل الصاق میشود، مرزبندی کنم و خود را از بعضی اتهامات کلیشه ای و  از پیش حاضر و آماده، تبرئه کنم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 00:20:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iraj-f&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>iraj-f</dc:creator>
<guid>http://iraj-f.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
